بیوگرافی
 
سعی کردم تو این وبلاگ بیوگرافی مشاهیر ایران و جهان رو واسه دوستای عزیزم بذارم ..

علیرضا دولتشاهی

علیرضا دولتشاهی(تهران ۱۳۴۴ خورشیدی)، فرزند ملک منصور دولتشاهی (۱۳۷۲-۱۳۰۴). از نوادگان منوچهر میرزا فرزند بدیع‌الملک میرزا عمادالدوله. لهستان‌شناس و پژوهشگر علوم انسانی. او در زمینه جنبش حروفیه در ایران تألیفاتی دارد. چند نسخه خطی حروفیان را نیز تصحیح نموده‌است. در حوزه مطالعه روابط ایران و لهستان دارای تألیفاتی است: از جمله می‌توان به کتاب «لهستانیان و ایران» (انتشارات بال ۱۳۸۶) اشاره کرد. وی در همکاری با ایرانشناس لهستانی ایونا نویسکا ادبیات لهستانی را به زبان فارسی ترجمه می کند. از ترجمه های دولتشاهی و نویسکا از شعر لهستانی تا کنون سه دفتر از اشعار شاعران نامدار ادب لهستانی به فارسی منتشر شده است: «عکس‍ی‌ از ی‍ازده‌ س‍پ‍ت‍ام‍ب‍ر» از برنده جایزه نوبل ادبیات ویسلاوا شیمبورسکا (تهران، ۱۳۸۲ و چاپهای بعدی)؛ «ای زندگی، ترکم کنی می میرم» از هالینا پوشویاتوسکا (تهران، ۱۳۸۹)؛ و «غزلهای کریمه» از آدام میتسکیه‌ویچ (تهران، ۱۳۸۹).

*******

علیرضا دولتشاهی (زادهٔ ۳۱ فروردین ۱۳۴۴ در تهران) لهستان‌شناس، پژوهشگر علوم انسانی، مترجم، شاعر و اسپرانتیست معاصر اهل ایران است. دولتشاهی از نوادگان نوّاب والا محمد علی میرزا دولتشاه، پسر ارشد فتحعلی شاه قاجار است. کارشناسی ارشد آموزش زبان فارسی و کارشناسی کتابداری و اطلاع رسانی دارد. در تهران به کتابداری اشتغال دارد. در سال ۱۳۸۶ به عنوان پژوهشگر نمونه آستان قدس رضوی برگزیده شد.

********


برچسب‌ها: علیرضا دولتشاهی, خاندان دولتشاهی, فتحعلی شاه قاجار, شازده های قجری
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۳ توسط آ . پاسارگاد

سکینه بیگم عفت نسّابه شیرازی

جنسیت: زن
نام پدر: میرزا عبدالله نسابه حسنی حسینی
تخلص: عفت
تولد و وفات: (۱۱۹۰ -۱۲۵۰) قمری
محل تولد: مشخص نیست.
شهرت علمی و فرهنگی: شاعر
وی اهل شیراز و زنی باکمال و استعداد بود و تعلیم و تربیت زنان حسین‌‌علی میرزا فرمان‌فرما را برعهده داشت. وی معاصر نشاط ، فتح علی‌خان صبا و مجمر اصفهانی بود و از آنان الهام می‌گرفت. عفت ، فتحعلی‌شاه را مدح کرده است. لازم به‌ذکر است که صاحب "فارس‌نامۀ ناصری" و صاحب "از رابعه تا پروین" ، تولد وی را به اشتباه ۱۲۹۲ ق ذکر کرده‌اند. اثر وی "دیوان" شعر می‌باشد.


برچسب‌ها: فتحعلی شاه قاجار, شعرای فارسی گو, عارفان و صوفیان
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۲ توسط آ . پاسارگاد


دكتر هرمز شمس هستم، سال 1317 در تهران به دنيا آمدم. دوره‌ي دبستان و دبيرستان را در تهران بودم و بعد به آمريكا رفتم. چند سال در آمريكا تحصيل كردم و پس‌ازآن به فرانسه رفتم و پزشكي را به پايان رساندم و تخصص و فوق تخصص را در رشته‌ي چشم‌پزشكي گرفتم. با حمايت‌هاي پدرم مرحوم پروفسور محمدقلي شمس در خارج تحصيل كردم. از زماني كه برگشتم مشغول خدمت بودم و الان هم بازنشسته هستم. در سال 1338 در سن 21 سالگي به آمريكا سفر كردم و ميكروبيولوژي و ميكروآناتومي را در آنجا خواندم. در آمريكا رشته‌ي پزشكي را شروع كردم و بعد به پاريس منتقل شدم و دوره اينترني را گذراندم و در بيمارستان كنزون Quize-vingts مشغول به كار شدم. به خواست پدرم و البته خودم به تهران بازگشتم و در بيمارستان فارابي استخدام شدم.

 


برچسب‌ها: پروفسور محمدقلی شمس, شازده های قجری, محمدقلی میرزا ملک‌آرا, دکتر هرمز شمس

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۹ توسط آ . پاسارگاد

محمدقلی شمس در سال ۱۲۸۴ به دنیا آمد. وی فرزند دکتر یحیی شمس ملک‌آرا ملقب به لسان الحکما و نوه عبدالحسین میرزا ملک آرا (ملقب به شمس الشعرا از شاعران عارف مسلک دوران قاجار و نواده فتحعلی شاه قاجار) بود.

وی در سال ۱۳۰۲ به هزینه پدرش وارد رشته پزشکی در دانشگاه نظامی لیون شد. او تنها دانشجوی غیر فرانسوی بود که موفق به ورود دوره دکتری دانشگاه شد و مدتی پس از دانش‌آموختگی به تدریس و پژوهش در همان

در سال ۱۲۸۴ به دنیا آمد. وی فرزند دکتر یحیی شمس ملک‌آرا ملقب به لسان الحکما و نوه عبدالحسین میرزا ملک آرا (ملقب به شمس الشعرا از شاعران عارف مسلک دوران قاجار و نواده فتحعلی شاه قاجار) بود.

وی در سال ۱۳۰۲ به هزینه پدرش وارد رشته پزشکی در دانشگاه نظامی لیون شد. او تنها دانشجوی غیر فرانسوی بود که موفق به ورود دوره دکتری دانشگاه شد و مدتی پس از دانش‌آموختگی به تدریس و پژوهش در همان ...


برچسب‌ها: پروفسور محمدقلی شمس, شازده های قجری, محمدقلی میرزا ملک‌آرا, دکتر هرمز شمس

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۹ توسط آ . پاسارگاد

شاهرخ میرزا شاهزاده قاجار، پسر ششم حسین‌علی‌میرزا فرمانفرما از بطن دختر محمدقلی‌خان افشار ارومی و نوه فتحعلی‌شاه قاجار بود.

او در اوایل سلطنت ناصرالدین‌شاه به حکومت کاشان منصوب شد و سال‌ها در این شهر حکومت کرد.در این مدت وزارت او برعهده محمدکاظم‌خان شیبانی بود.

او با دختر محمدقاسم خان ظهیرالدوله و خواهر مهدعلیا ازدواج کرده بود و شوهرخاله ناصرالدین شاه محسوب می‌شد


برچسب‌ها: شاهرخ میرزا قاجار, محمدقاسم خان ظهیرالدوله, ناصرالدين شاه, شازده های قجری

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۸ توسط آ . پاسارگاد

میرزا مسعود گرمه رودی


جد اعلای خاندان مسعودانصاری ، میرزامسعود گرمه رودی . هنگامی که عمال فتحعلی شاه در پی یافتن شخصی فارسی زبان و مسلط به زبان فرانسه بودند تا سخنان سفیر ناپلئون را ترجمه کند، او را که نزد کشیش‌های فرانسوی، این زبان را آموخته بود، به تهران خواستند و در سمت مستوفی عباس میرزای ولیعهد، به دربار فتحعلی ...


برچسب‌ها: میرزا مسعود گرمه رودی, ضیاء السلطنه, ناصرالدين شاه, فتحعلی شاه قاجار

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ششم اسفند ۱۳۹۸ توسط آ . پاسارگاد
محمد میرزا قاجار ملقب به سیف‌الدوله
ملایر سیف الدوله.jpg
نام کاملسلطان محمد میرزا قاجار
لقب(ها)سیف‌الدوله، امیرتومان و آقای داماد
زادگاهتهران
درگذشت۱۳۳۹ (قمری)
محل درگذشتملایر
آرامگاهملایر
همسرانخانم نواب متعالیه تاج کلاه(دختر محمد خان قاجار،صدر اعظم)
سکینه سلطان خانم
پدرسلطان احمد میرزا عضدالدوله
فرزندانامیرخان سردار(سیف الدوله دوم)/رضامیرزا(اعتضاد الملک)/ناهیده

سلطان محمد قاجار ملقب به سیف‌الدوله (درگذشته ۱۳۳۹ قمری) شاهزاده قاجار و نوه چهل هشتم فتحعلی‌شاه قاجار

او فرزند سلطان احمد میرزا عضدالدوله بود.

سیف‌الدوله مرید صفی علیشاه بود.

خریداری و وقف ملایر

سیف‌الدوله در سفری از کرمانشاه به تهران برای استراحت یک روزه در ملایر اقامت کرد. او تصمیم گرفت شهر را از دولت خریداری کند و آن را وقف احداث بیمارستان و مدرسه و کمک به فقرا سازد. پس از موافقت دولت با فروش شهر به سیف‌الدوله، او وصیتنامه ای تنظیم کرد و درآمد حاصل از شهر را به احداث بیمارستان و کمک به بیماران نیازمند و کمک به فقرا و اطعام مسافرینی که به قصد زیارت عتبات از ملایر می‌گذشتند اختصاص داد. در این وصیتنامه حتی مبغلی برای تأمین علوفه چهارپایان کاروان‌های زوار اختصاص یافته بود. از دیگر اموال سیف‌الدوله در ملایر، پارک سیفیه است که به عنوان تفرجگاه عمومی ساخته شد. از ششدانگ شهر ملایر، چهار و نیم دانگ به موقوفه سیف‌الدوله اختصاص دارد.

مرگ

سیف‌الدوله در سال ۱۳۳۹ قمری در ملایر درگذشت و بنا به وصیت خود در همان مکانی که تصمیم به وقف شهر گرفت، مدفون شد.

 


برچسب‌ها: شازده های قجری, صفی‌علی‌شاه, فتحعلی شاه قاجار

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ششم اسفند ۱۳۹۸ توسط آ . پاسارگاد

فصل بهارخانم ایران الدوله فرزند سلطان حسین میرزا نیرالدوله نوه پرویز میرزا نیرالدوله و نتیجه فتحعلی شاه  قاجار بود و مادرش نیز از نوادگان عباس میرزا نایب السلطنه قاجار بودند.همسر ایشان مصطفیقلی خان دولو قاجار حاجب الدوله بودند . ایشان ...


برچسب‌ها: پرویز میرزا نیرالدوله قاجار, شازده های قجری, فتحعلی شاه قاجار, سلطان‌حسین میرزا نیرالدوله

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۸ توسط آ . پاسارگاد

سلطان حسین میرزا نیرالدوله فرزند پرویز میرزا نیرالدوله بود که لقب نیر الدوله را بعد از پدرش پرویز میرزا ، سلطان حسین میرزا به ارث برد . او همچنین نوه پسری فتحعلی شاه قاجار و پدر فصل بهار خانم ایران الدوله نویسنده و شاعر ایرانی بود . 

مناصب و مشاغل

حاکم

منطقه نیشابور

تا سال ۱۳۰۵ ق حاکم نیشابور بود تا اینکه در همان تاریخ (۱۳۰۵ ق ) سبزوار ضمیمه ...


برچسب‌ها: پرویز میرزا نیرالدوله قاجار, شازده های قجری, فتحعلی شاه قاجار, سلطان‌حسین میرزا نیرالدوله

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۸ توسط آ . پاسارگاد

شاهزاده پرویز میرزا نیرالدوله قاجار

پرویز میرزا شاهزاده قاجار و پسر پنجاه و سوم فتحعلی‌شاه و پدر سلطان‌حسین میرزا نیرالدوله بود.

پرویز میرزا در خراسان زندگی می‌کرد و چندبار به حکومت نیشابور و سبزوار رسید. او در روز دوشنبه ۱۱ شعبان ۱۳۰۵ قمری درگذشت.

***********

شاهزاده پرویز میرزا نیر الدوله از بیگم خانم دختر حاجی الیاس خان بود و در سال ۱۳۰۵ در گذشت .


برچسب‌ها: پرویز میرزا نیرالدوله قاجار, شازده های قجری, فتحعلی شاه قاجار, سلطان‌حسین میرزا نیرالدوله
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۸ توسط آ . پاسارگاد

بدیع‌الزمان میرزا ملقب به صاحب‌اختیار، شاهزاده قاجار و نوه فتحعلی‌شاه قاجار بود.

بدیع‌الزمان میرزا پسر محمدقلی میرزا ملک‌آرا (پسر دوم فتحعلی‌شاه) و مادرش دختر شاهرخ میرزا (چهارمین پادشاه دودمان افشاریه) بود. او ابتدا از طرف پدرش که حکومت مازندران را داشت، نایب‌الحکومه مازندران بود. در سال ۱۲۵۰ قمری به حکومت گرگان رسید. پس از درگذشت فتحعلی‌شاه تعدادی از شاهزادگان به طرفداری از علی میرزا ظل‌السلطان و بعضی نیز به طرفداری از حسینعلی میرزا فرمانفرما علیه محمدشاه قیام کردند. محمدشاه پس از سرکوب مدعیان سلطنت و نشستن بر تخت سلطنت، فرمان به تنبیه شاهزادگان یاغی داد. بسیاری از آنان را دستگیر و نابینا کرد و به تبعید فرستاد و ده‌تن را نیز قلعه اردبیل زندانی ساخت که عبارت بودند از: بدیع‌الزمان میرزا، حسنعلی میرزا شجاع‌السلطنه، علی‌نقی میرزا رکن‌الدوله، محمدتقی میرزا حسام‌السلطنه، امام‌وردی میرزا، شیخعلی میرزا، محمدحسین میرزا حشمت‌الدوله، محمود میرزا، اسماعیل میرزا معتمدالدوله و علی میرزا ظل‌السلطان.


برچسب‌ها: بدیع‌الزمان میرزا صاحب‌اختیار, شازده های قجری, فتحعلی شاه قاجار, امام وردی میرزا قاجار
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۸ توسط آ . پاسارگاد

احمدعلی میرزا شاهزاده قاجار و حاکم خراسان بود.

احمدعلی میرزا پسر نوزدهم فتحعلی‌شاه بود. او در سال ۱۲۴۵ قمری حاکم خراسان شد. وزارت او در حکومت خراسان بر عهده میرزا موسی منجم‌باشی بود. گلین‌خانم، دختر احمدعلی میرزا، اولین همسر عقدی ناصرالدین‌شاه قاجار بود.

*****************

احمدعلی میرزا پسر نوزدهم فتحعلی‎شاه و پدر اولین زن عقدی ناصرالدین‎شاه (گلین خانم) بوده در سال 1245 ق. خوانین خراسان که اهم آنان رضاقلی خان ایلخانی بسیار قوی و مقتدر ایل زعفرانلو بود از حسین خان سردار ایروانی که از سال 1243 ق. برای بار دوم به سرداری خراسان تعیین شده بود چندان اطاعتی از وی نداشتند و به تحریکات خودی یا بیگانه با وی به مبارزه پرداختند حسین خان اقداماتی نمود و به سرکوبی رضاقلی‎خان حاکم قوچان که بر نیشابور ـ چناران و رادگان نیز تسلط کامل به هم رسانیده بود پرداخت لکن از این لشکرکشی که به سرداری برادر خود حسن خان ساری اصلان صورت گرفته بود چندان نتیجه‎ای نبرد و چون تحریکات در کار بود اوضاع خراسان به کلی مختل گردید. رضاقلی‎خان در ضمن عرض عریضه‎ای به شاه خود را خدمتگزار دولت قلمداد کرده و درخواست نمود که یکی از شاهزادگان را به حکمرانی خراسان فرستاده و همگی از وی اطاعت خواهند نمود به این مناسبت فتحعلی‎شاه پسر خود احمدعلی‎میرزا را به وزارت میرزا موسی منجم‎باشی معروف به نایب رشتی به حکومت خراسان تعیین و روانه نمود و حسین خان و حسن خان از مشهد به تهران احضار شدند و به طوری که خوانین خراسان تعهد کرده بودند از حاکم تازه اطاعت نمودند مخصوصاً رضاقلی‎خان نیشابور را تخلیه کرده تحویل داد و به جای خود قوچان روانه گردید.


برچسب‌ها: احمدعلی میرزا, فتحعلی شاه قاجار, شازده های قجری, سلسله قاجاريه
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۸ توسط آ . پاسارگاد
 

فیروز میرزا شاهزاده قاجار، فرزند عباس میرزا بود.

با مرگ فتحعلی‌شاه در مهرماه ۱۲۱۳ خورشیدی، بزرگ‌ترین پسر باقیمانده‌اش، حسین‌علی‌میرزا فرمانفرما که والی فارس بود داعیه پادشاهی نمود. محمدشاه، برادر کوچک‌تر هفده ساله‌ش فیروز میرزا را به مقابله با قوای عمویش فرستاد که ...


برچسب‌ها: فیروز میرزا, عبدالحسین میرزا فرمانفرما, سلسله قاجاريه, عباس میرزا

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام آذر ۱۳۹۲ توسط آ . پاسارگاد

شاهزاده محمدهاشم میرزا

لقب(ها) شیخ‌الرئیس
افسر
زادروز ۱۴ دی ۱۲۵۸
زادگاه سبزوار
مرگ ۱۸ شهریور ۱۳۱۹
محل مرگ تهران
آرامگاه امامزاده عبدالله شهرری
پدر نورالله میرزا

شاهزاده محمدهاشم میرزا (زادهٔ ۱۴ دی ۱۲۵۸، سبزوار، درگذشتهٔ ۱۸ شهریور ۱۳۱۹، تهران) ملقب به شیخ‌الرئیس و متخلص به افسر پسر نورالله میرزا پسر محمدهاشم میرزا پسر محمدرضا میرزا پسر فتحعلی شاه بود.

وی از شاگردان حاجی میرزا حسن حکیم (داماد حاجی ملا هادی سبزواری) و حاجی میرزا حسین سبزواری بود.

او پس از درگذشت ابوالحسن میرزا شیخ‏‌الرئیس، از طرف احمد شاه شیخ‏‌الرئیس لقب گرفت...

 


برچسب‌ها: شاهزاده محمدهاشم میرزا, افسر, سلسله قاجاريه, فتحعلی شاه قاجار

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۲ توسط آ . پاسارگاد
 

فخر جهان خانم ملقبهٔ به فخرالدوله، دختر ششم فتحعلیشاه از زن چهلم او، به نام فاطمه خانم، مشهور به سنبل باجی، از اسرای کرمان بود. فخرالدوله از دختران بسیار متشخصه و با عرضهٔ فتحعلیشاه بود و اوست که علیشاه ظل السلطان را با خود به نزد محمدشاه قاجار برد و شاه با احترام و وساطت او، از کور کردن و یا کشتنش صرفنظر نمود.

سپهر در ناسخ التواریخ دربارهٔ وی می‌نویسد: امّا نیک بزرگ و حضرتش مطاف بزرگان است.

او خطاط و نقاش ماهري بود . فخرالدوله خواهر تنی شعاع‌السلطنه و همسر میرزا محمدخان ، پسر عموی او ، بود. وی در گل‌آرائی و تصویرسازی و کتابت خطوط به شیوه ناخنی مهارت داشت.

از آثار او:

  • یک مرقع خطوط و کار ناخنی به‌ خطوط نستعلیق ، شکسته تعلیق ، نسخ ، شکسته نستعلیق خوش و متوسط ، با رقم: "حرّره اقل خادمهٔالدولهٔالقاهرهٔالباهرهٔ" ، فخر جهان"
  •  تصویر ناخنی تمام قد محمدشاه قاجار در لباس و کلاه و آرایش سلطنتی ، با رقم: "فخر جهان ۱۲۶۰"؛
  • تصویر ناخنی دسته گل سرخ محمدی که یک گل درشت در وسط آن جلب‌نظر می‌کند. حواشی اثر ، تذهیب‌ طلاکاری دارد و زیر ساقه‌های گل به خط ناخنی رقم "فخر جهان نور جهان" دارد.

 

همانطور كه گفتم مادر او يك اسير از منطقه اي در كرمان به نام روستاي گنجان بود به نام فاطمه خانم سنبل باجي .روستاي گنجان هنوز نيز وجود دارد و جز روستاهايي است كه داراي سايت فعال كامپيوتري ميباشد . فرزندان فاطمه خانم سنبل باجی كه خواهر برادران فخر جهان خانم ميشدند عبارت بودند از: فتح‌الله میرزا شعاع‌السلطنه، فخر جهان خانم فخرالدوله، حسن جهان خانم والیه و تاجلی بیگم خانم.

برادر فاطمه خانم، علی‌اكبرخان راه‌بری در دربار فتحعلی شاه به خالو ملقب بود. فتحعلی شاه غزلی كه با این بیت آغاز می‌شد در وصف سنبل باجی سرود:                                      

 آرام دل و جانی ای دلبر كرمانی        ای دلبر كرمانی آرام دل و جانی

فرزندان سنبل باجي برادر او علي اكبرخان رابري را خالو (دايي) خطاب مي كردند و بر اساس همين خالو گفتن ها ، علي اكبرخان رابري و اولاد و نبيره هايش به خالويي ملقب شدند و طايفه خالويي شكل گرفت.

 


برچسب‌ها: فخر جهان خانم, سلسله قاجاريه, محمدشاه قاجار, فتحعلی شاه قاجار
نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم تیر ۱۳۹۲ توسط آ . پاسارگاد
 

ام سلمه خانم


از خوشنويسان و شاعران قرن سيزده و چهارده هجري قمري. وي يکي از دختران فتحعلي شاه قاجار از مادري اهل گرجستان به نام زيبا چهر خانم بود. ام سلمه به گلين خانم نيز شهرت داشت. در حديقه الشعراء از او با عنوان « عصمت قاجار» نام برده شده است.

گلين خانم هنر خوشنويسي را از استاداني چون آقا زين العابدين اصفهاني و حاج علي آقا فرزند محمدعلي خان نظم الدوله فراگرفت. وي علاوه بر خوشنويسي در هنر تذهيب نيز دستي داشت. گلين خانم به عنوان يکي از زنان مطلع و نسبتاً فهيم در دربار محسوب ميشد که به همين سبب، محل رجوع سؤالات و راهنماييهاي شاهزادگان و کسب اطلاعات ايشان بود.

آثار مختلفي از نوشته هاي او در دست است از جمله يک جلد قرآن به خط نسخ که در سال ۱۳۰۲ ه . ق تحرير نموده و نيز مجموعه نفيسي از ادعيه و آيات قرآن مجيد. وي مانند بسياري از شاهزادگان قاجاري طبع شعر نيز داشت.




 

برچسب‌ها: ام سلمه خانم, آقا زين العابدين اصفهاني, فتحعلی شاه قاجار, محمدعلي خان نظم الدوله
نوشته شده در تاريخ شنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۲ توسط آ . پاسارگاد
 

میرزا محمدصادق موسوی اصفهانی (درگذشت ۱۲۰۴ قمری) متخلص به «نامی»، منشی و وقایع‏نگار کریم‏خان زند و شاعر است. وی مؤلف تاریخ گیتی‌گشا ...

 

بقیه در ادامه متن ...


برچسب‌ها: میرزا محمدصادق موسوی اصفهانی, خاندان موسوي, كريم خان زند, لطفعلي خان زند

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه نهم فروردین ۱۳۹۲ توسط آ . پاسارگاد
 

آغا بيگم فرزند ابراهيم خليل خان جوانشير و نواده پناه علي بيک ساروجلوي جوانشير است.


برچسب‌ها: آغا بيگم, ابراهیم خلیل خان جوانشیر, خاندان جوانشیر, فتحعلی شاه قاجار

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه نهم فروردین ۱۳۹۲ توسط آ . پاسارگاد
 

تاج‌الدین ابراهیم کردی سنجانی معروف به شیخ زاهد گیلانی (۶۱۵-۷۰۰ / ۱۲۱۸ - ۱۳۰۱) از صوفیان بزرگ ایران بود. تبار او به شهر سنجان در خراسان می‌رسید. طریقت او از طریق سلسله مراتب رهبران صوفیگری که شامل افرادی چون ابونجیب سهروردی و حسن بصری بود به امام علی ( ع )  و حضرت محمد مصطفي ( ص ) می‌رسید.


برچسب‌ها: تاج‌الدین ابراهیم کردی سنجانی, حزین لاهیجی, شیخ صفی‌الدین اردبیلی, شیخ زاهد گیلانی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۱ توسط آ . پاسارگاد
 

محمدشاه قاجار (۱۴ دی ۱۱۸۶ تبریز-۱۴ شهریور ۱۲۲۷ تجریش) نوهٔ فتحعلی‌شاه و فرزند عباس‌میرزا و سومین شاه از دودمان قاجار در ایران بود.

محمد شاه در سلطنت
 
 
بقيه متن در ادامه مطلب ... :

برچسب‌ها: ناصرالدين شاه, فتحعلی شاه قاجار, عباس میرزا, محمدشاه قاجار

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۱ توسط آ . پاسارگاد
 

حاج اِبراهیم کلانتَر، اعتمادالدوله‌ (مرگ ۱۲۱۶ ق ۱۸۰۱ م )، از دولتمردان‌ اوايل‌ سدة ۱۳ ق / اواخر ۱۸ م كه‌ در روزگار لطفعلى‌ خان‌ آخرين‌ پادشاه‌ دودمان‌ زند صاحب‌ اختيار كامل‌ و به‌ جاي‌ وزير بزرگ‌ او بود و در دورة آقا محمدخان‌ قاجار و اندكى‌ از دوران‌ فتحعلى‌ شاه‌ مقام‌ صدارت‌ داشت‌...

 

بقیه متن در ادامه مطلب ... :


برچسب‌ها: حاج ابراهیم کلانتر, فتحعلی شاه قاجار, آغامحمدخان قاجار, كريم خان زند

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۱ توسط آ . پاسارگاد
 

 

سارا شاهی ندیده فتحلیشاه قاجار پادشاه قرن ۱۹ ایران از پدری و مادری ایرانی تبار با نام‌های عباس و ماه منیر جهانسوز شاهی در آمریکا متولد شده است. وی مدل و بازیگر است .


بقيه متن در ادامه مطلب ... :

 

 


برچسب‌ها: فتحعلی شاه قاجار, آهو جهانسوز شاهی, سارا شاهی, سلسله قاجاريه

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۱ توسط آ . پاسارگاد
 

فتحعلی شاه قاجار دومین شاه از دودمان قاجار بود که از ۱۱۷۶ (۱۷۹۷ م./۱۲۱۲ ق.) تا ۱۲۱۳ (۱۸۳۴ م./۱۲۵۰ ق.) به مدت ۳۶ سال و ۸ ماه فرمانروایی کرد.

محل تولد فتحعلی شاه شهرستان دامغان است در کوچه‌ای که بموجب این تولد همچنان بنام کوچه مولود خانه مشهور عام می‌باشد.

تاريخ


برچسب‌ها: فتحعلی شاه قاجار, آهو جهانسوز شاهی, سارا شاهی, آغامحمدخان قاجار

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۱ توسط آ . پاسارگاد
 

آغا محمد خان قاجار (۱۱۲۱ در استرآباد - ۲۸ خرداد ۱۱۷۶ در شوشا) بنیان‌گذار دودمان قاجاریه در ایران است.

در سال ۱۱۶۱ خورشیدی آغا محمد خان که از افراد ایل قاجار بود با از میان بردن حکومت جانشینان کریم خان زند به حکومت رسید. او تهران را پایتخت خود انتخاب کرد. آغا محمد خان مردی تند خو و خشن بود که با لشکرکشی‌های متعدد توانست ایران را یکپارچه سازد. بعد از وی برادرزاده‌اش فتحعلی شاه به حکومت رسید.


برچسب‌ها: آغامحمدخان قاجار, فتحعلی شاه قاجار, نادرشاه افشار, كريم خان زند

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۱ توسط آ . پاسارگاد
 

فروغ آذرخشی

بانو فروغ السلطنه قاجار (نوه شجاع السلطنه پسر فتحعلي شاه)  معروف به فروغ آذرخشی ﻤﺅسس اولین مدرسه دخترانه مشهد در سال ۱۲۸۳ در محله اراک مشهد متولد شد.

بانو آذرخشی  در سال ۱۲۹۶ اولین مدرسه دختران را به نام فروغ تأسیس کرد. متاسفانه اجتماع آن زمان این اقدام فرهنگی را نپسندید و وی مورد تکفیر بسیاری از مردم قرار گرفت. عده ای شایع کردند که مدرسه را به آتش خواهند کشید. این شایعه سبب شد بانو آذرخشی به همراه نزدیکان و فرزندانش پاسداری از مدرسه را  دو سال برعهده بگیرند. در این مدت بانو آذرخشی بیکار ننشست و با مخالفین آموزش دختران در مدرسه که نشستن دختران در مدرسه را کاری غی شرعی می دانستند به مذاکره پرداخت. مبارزات او با مخالفان تحصیل دختران مدت پنج سال به طول انجامید. بانو آذرخشی تسلیم افکار پوچ مخالفان نشد و با پشتکار هدفش را دنبال کرد.چندی بعد وی مدرسه بانوان را تأسیس کرد و کم کم اعتماد مردم را جلب نمود و به ایشان اطمینان داد که لطمه ای به دخترانشان وارد نخواهد شد.وی بعد از هشت سال اولین دبیرستان دختران مشهد به نام فروغ را تأسیس کرد.

از دیگر فعالیتهای بانو آذرخشی می توان ریاست بنیاد نیکوکاری ،بنگاه حمایت مادران و نوزادان ، ریاست افتخاری شیر خورشید مشهد ، ریاست پرورشگاه خراسان را نام برد.

بانو فروغ آذرخشی اولین زن ایرانیست که نشان سپاس دریافت کرد. وی موسس نخستین مدرسه دختران مشهد است.

بانو آذرخشی ۱۵ آذرماه ۱۳۴۲ در سن  ۵۹ سالگی چشم از جهان فرو بست.

 

منبع :  http://banooiranzamin.blogfa.com


برچسب‌ها: فروغ آذرخشی, فتحعلی شاه قاجار, بانو فروغ السلطنه قاجار, مشهد
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم دی ۱۳۹۱ توسط آ . پاسارگاد
 

آقا محمدعلي كرمانشاهي ولادت ۱۱۴۴ ق كربلا وفات ۱۲۱۶ قمري كرمانشاه. معروف به صاحب مقامع . فرزند ارشد وحيد بهبهاني و فقيه شيعه اماميه .

گويا به سبب فرار از طاعون در عراق ، به اشاره پدر به ايران كوچيد و در كرمانشاه سكني گزيد چه اينكه كرمانشاه سرزمين آبا و اجدادي وي بود . البته مدت كوتاهي را در رشت و حدود سه سالي هم در قم سكونت داشت .

او سر سلسله خاندان آل آقا در كرمانشاه است . گسترش و تحكيم شيعه در غرب ايران ، حاصل فعاليتهاي او بوده است . وي دشمن سرسخت صوفيه بود و فتوا بر قتل صوفيان داد كه به دنبال اين فتوا ؛ صوفيان فراواني از جمله رهبران صوفي مانند نور علي شاه و معصوم علي شاه كشته شدند .

در پادشاه قجر ؛ فتحعلي شاه نفوذ فراوان داشت و كتاب رد شبهات الكفار را به درخواست شاه قاجار نوشت .

بيش از ۵۰ اثر را به وي منسوب داشته اند و اخيراً هم موسسه علامه وحيد بهبهاني دست به كار تهذيب و نشر آثار او زده است .

پاره اي از آثار :

  • مقامع الفضل كه به سبب آن به صاحب مقامع معروف شد
  • قطع المقال در رد صوفيه
  • مفاتيح الجامع در شرح مفاتيح ملا محسن فيض كاشاني

برچسب‌ها: آقا محمدعلي كرمانشاهي, وحيد بهبهاني, فتحعلی شاه قاجار, كتاب رد شبهات الكفار
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم دی ۱۳۹۱ توسط آ . پاسارگاد
 

عباس میرزا (۱۲۱۲-۱۱۶۸) یکی از شاهزاده گان قاجار، فرزند فتحعلی‌شاه و آسیه خانم بود. وی ولیعهد و والی آذربایجان بود. او قبل از مرگ پدرش از دنیا رفت.

زندگینامه

تولد و کودکی

پسرِ فتحعلی شاه قاجار، عباس میرزا در سال ۱۱۶۸ هجری خورشیدی در قصبه (نوا) از توابع لاریجان قدم به عرصهٔ وجود گذاشت. فتحعلی شاه نام این فرزند را عباس میرزا گذاشت و نسبت به وی مهر و انسی خاص یافت. او بر خلاف پسران دیگرش در دوران کودکی، طفلی مریض المزاج ولی فوق‌العاده مودب و سر بزیر و محجوب بود. او در سن ده سالگی به کسالت و درد مفاصل و استخوان مبتلا گشت. در کودکی بسیار مورد علاقه آقا محمد خان قاجار سر سلسلهٔ قاجار بود که خود تعلیمات نظامی مخصوص را به او می‌آموخت. عباس میرزا ضمن فرا گرفتن تعالیم مختلف و روش‌های گوناگون فنون سواری و جنگ، در ایام فراغت و بیکاری به مطالعه کتب سودمند و مفید می‌پرداخت و به آسانی به بیشتر زبان‌های شرقی آشنا شده بود.

جوانی و ولایتعهدی

فتحعلی شاه در سال دوم سلطنت خود، مجلس با شکوهی ترتیب می‌دهد و جمع کثیری از بزرگان و علما و رجال سرشناس و درباریان و وابستگان صاحب رأی و نظر و همچنین سرکردگان خاندان قاجار را دعوت می‌کند تا آنها در زمینهٔ تفویض ولیعهدی به فرزند قابل و کاردانش، عباس میرزا به مشورت و گفتگو بپردازند. فتحعلی شاه عباس میرزا را از دیگر فرزندان خود باهوش تر و دلیرتر و مستعدتر می‌دید. در این مجلس عموم بزرگان و سران قاجار نسبت به شجاعت و امتیازات برجسته عباس میرزا و درایت و قابلیت او اتفاق نظر داشتند و این انتخاب شاه را شایسته دانستند. فردای آن روز شاه او را به حکومت آذربایجان تعیین کرد.

ازدواج

فتحعلی شاه دختر میرزا محمدخان دولوی قاجار را که از زعمای طایفهٔ قاجار بود به نام «خرده خانم» برای وی نامزد کرد. این از لحاظ سیاسی نیز برای ایل قاجار اهمیت فراوان داشت که وصلت عباس میرزا درون ایلی باشد و به این ترتیب عباس میرزا روانه آذربایجان شد.

مرگ

بیماری مزمنی که دستگاه گوارشی و کلیه‌های عباس میرزا را مورد حمله قرار داده بود، مزاج این شاهزاده را از حال اعتدال خارج ساخته و باعث شده بود او از لحاظ بنیه ضعیف شود. این امر لزوم مداوا و درمان فوری و مستمر را ایجاب می‌کرد ولی متأسفانه اشتغالات جنگی و سیاسی و حرکت‌های مداوم او برای امنیت دادن به شهرهای ناامن و سرکوبی گردنکشان اجازهٔ استراحت و معالجه را به او نمی‌داد و معالجات طبیب او کورمک نیز مأثر واقع نمی‌شد.

هرات در محاصره بود که شاه قاجار به دلیلی نامعلوم عباس میرزا را فراخواند. سپهسالار ایران، فرزند خویش را برای ادامه محاصره شورشیان در هرات باقی گذاشت و عازم تهران شد اما در حوالی مشهد، بیماری کهنه کلیویش تشدید شده و در شهر مشهد دار فانی را وداع گفت. برخی مورخین به نقش پزشک انگلیسی عباس میرزا در مرگ او اشاره کرده و قائل به مسموم شدن ولیعهد می‌باشند اما صحت و سقم این ادعا هرگز مشخص نشده‌است.

اتفاقات مهم

جنگ‌های ایران و روس

بعد از فتح گرجستان به وسیلهٔ روسیه تزاری کشمکشها بین ایران و روس آغاز شد و جنگ با روسیه با هدف فتح گرجستان چندان آسان به نظر نمی‌رسید. حال که انگلیسی‌ها رغبتی برای کمک کردن نشان نداده بودند می‌بایست در جستجوی متحد دیگری می­بود و چون کشور فرانسه با روسیه در حال جنگ بود، دولت ایران از ناپلئون تقاضای کمک کرد و او نیز بخاطر دست‌یابی به هند در صدد اتحاد با ایران بود. در آغاز جنگ، پیروزی از آن قشون ایران و نائب السلطنه عباس میرزا بود ولی بعد نیروهای روسی به اتکای توپخانه مجهز خود، نیروهای ایرانی را به عقب راندند و از طرفی فرانسویها که با روسها صلح کرده بودند، با میانجی‌گری بریتانیا دو طرف را به مذاکره برای صلح کشانیدند که سرانجام پیمانی در ۲۲ مهر ۱۱۹۲ در دهکده گلستان به امضاء رسید. بر اساس مفاد این پیمان ایران بسیاری از ایالات خود در قفقاز را مانند قره باغ، گنجه، شیروان، باکو و... را از دست داد.

احتمالاً نه شاه ایران و نه تزار روسیه، عهدنامه گلستان را قطعی تلقی نمی‌کردند. عباس میرزا آن را فقط آتش بسی موقت می‌دانست و خود را برای جنگی دیگر آماده می‌کرد. در این زمان حکومت ایران ابوالحسن خان شیرازی سفیر سابق ایران در لندن را به سنت پترزبورگ فرستاد تا درخواست کند که به تصحیح خطوط مرزی اقدام شود، اما وزیر خارجه روسیه درخواست ایران را رد کرد. با وجود اینگونه رفتار سرد و دو پهلو از جانب دولت روسیه و فشار روحانیون و اینکه در اردیبهشت ۱۲۰۵ سپاهیان روسیه میرک محلی در خانات ایروان را اشغال کردند، ایرانیان دریاچه گوگچه را گرفتند. این بهانهٔ جنگ‌های دوم ایران و روس شد که در آغاز، سپاه ایران موفقیتهای زیادی بدست آورد اما به خاطر کمی تجهیزات شکست خورد. در ترکمن چای عهدنامهٔ دیگری بر ایران تحمیل شد که علاوه بر شهرهایی که در پی عهدنامهٔ گلستان از ایران جدا شده بود شهرهای جدیدی به همراه غرامت ۲۰ میلیون روبلی به ایران تحمیل شد.

اقدامات مهم

عباس میرزا و حکومت آذربایجان

اواخر ماه ذیحجه ۱۲۱۳ هـ، ق عباس میرزا به شهر تبریز وارد شد. او خوشحال بود که توانسته این سفر طولانی را پشت سر بگذارد. کلیه حکام شهرها و امراء و سران عشایر و طوایف و همه بیگلربیگیان که از مدتها پیش انتظار او را می­کشیدند در دروازهٔ تبریز اجتماع کرده بودند. او پس از ورود به این سرزمین دست به اصلاحاتی در آذربایجان زد، او به کارهای دیوانی نظم و ترتیبی خاص داد وی طرز جمع‌آوری مالیات و عواید دولتی ظالمانه و برخلاف اخلاق و عدالت را سامان داد. عباس میرزا دستور داد شهرهای مهم آذربایجان، از جمله اردبیل و خوی و مراغه و غیره از شکل و صورتهای قبلی خارج شوند و مخصوصاً ترتیب خیابانها و عمارات دولتی به طرز نوین احداث گردد. او در شهر تبریز بناها و ساختمانهای عمومی و گردشگاههای مختلفی را ایجاد کرد و بخاطر رفاه حال عموم، دستور داد اماکن و باغهای عمومی مفرح و دل‌انگیزی در داخل شهر تبریز ساخته شوند .

اعزام دانشجو به اروپا

در ابتدا عباس میرزا با ژنرال گاردان قرار می‌گذارد تا هر سال جمعی از جوانان ایرانی برای تحصیل به پاریس بروند. وعده گاردان به نتیجه نمی‌رسد و وی به همراه همراهان خود عازم فرانسه می‌شود. پس از ورود سفیر انگلیس به ایران وی از اعزام جوانان ایرانی به لندن استقبال می‌کند. در سال ۱۲۲۶ قمری که ماموریت سفیر انگلیس به اتمام می‌رسد، وی همراه با دونفر ایرانی عازم کشور خود می‌شود. این دو ایرانی عبارت بودند از محمدکاظم فرزند نقاش‌باشی و حاجی‌بابا افشار. اولی به دنبال تحصیل در نقاشی بود و دومی تحصیل طب.

اصلاحات در ارتش

عباس میرزا تلاش بسیار کرد تا به ارتش ایران نظم بخشد. او سعی کرد لباس‌های متحدالشکل را در ارتش رواج دهد. همچنین سپاهیان را عادت نمود تا چکمه بپوشند. تصور غلط نظامیان و وابستگی آنها با آداب و عادات گذشته نیز سد راه تلاش‌های اصلاحی وی بودند. در بدایت حال قاطبه رجال و عامه مردم از پوشیدن جامهٔ تنگ و کوتاه چندان اکراه داشتند که چنان می‌پنداشته که این گونه لباس حرب را که موجب چابکی در طعن و ضرب است پوشیدنش بر خلاف شرع مبین و منافی ملت متین، بلکه لازمه خروج از دین است.

دعوت از اروپاییان برای دیدن ایران

یکی از تلاش‌های عباس میرزا دعوت از اروپاییان برای دیدن ایران بود. او به دنبال آن بود تا برخی از اروپاییان به ایران مهاجرت کنند. او یقین داشت که اهل ایران به سبب کثرت معاشرت با اهل فرنگستان در علوم و صنایع که در این اوقات فی‌الجمله متروک شده‌است ترقی زیاد خواهند کرد. برای نیل به هدف فوق میرزا صالح شیرازی به عنوان نماینده ایران در سال ۱۲۳۸ هجری قمری مطلبی را در لندن منتشر می‌سازد که زمینه ساز و مشوق مهاجرت فرنگی‌ها به ایران می‌شود.

عباس میرزا و عهدنامه ترکمنچای

پس از عهدنامه گلستان، دوره دوم جنگ‌های ایران و روسیه آغاز شد.

در این میان جنگ گنجه مهم‌تر از همه می‌نمود عباس میرزا فرمانده سپاه ایران با حرکت به سوی گنجه در این منطقه سنگر گرفت.

در این میان پاسکویچ فرمانده سپاه روس نیز خود را به این منطقه رساند. ابتدا عباس میرزا به دلیل برخی آشفتگی‌ها در سپاه خود خواست که جنگی اتفاق نیافتد اما تلاش او موثر نیافتاد و جنگ وسیعی در این منطقه در گرفت.

در پایان نیز سپاه روس فاتح میدان شد. عباس میرزا سرانجام در ناحیه ترکمانچای خواست که جلوی پاسکویچ را بگیرد اما در آنجا نیز شکست خورد و سرانجام مجبور شد که شرایط صلح را بپذیرد.

در این میان پاسکویچ که خود را مغرور از فتح جنگ می‌دید برای سپاه ایران ضرب الاجلی تعیین کرد و گفت چنانچه تا پنج روز تکلیف صلح مشخص نشود عازم تهران خواهد شد.

شکست سپاه عباس میرزا در جنگ اصلاندوز

با قتل سیسیانوف فرماندهی سپاه روسیه به عهده گودوویچ افتاد (این دوران همزمان است با فعالیت‌های ژنرال گاردان در تقویت نظامی ایران).

گودوویچ در سال ۱۲۲۳ ه. ق غافلگیرانه به ایروان حمله برد اما شکت خورد و برگشت.

عباس میرزا برای تنبیه سپاه روسیه از تبریز به نخجوان رهسپار شد و طی چند نبرد در اطراف شهر ایروان و دریاچه گوگچه سپاهیان روس را مغلوب کرد.

در سال ۱۲۲۵ ه. ق. حسین خان قاجار حاکم ایروان در برابر روسها شورش کرد و جمع زیادی از آنها را به اسیری گرفت و عازم تهران کرد.

این روزها (۱۲۲۶- ۱۲۲۵ ه. ق) مقارن با خروج گاردان از ایران و ورود هیات نظامی انگلیسی به ایران است. در این زمان روس‌ها خواستار صلح با ایران شدند که شرطشان این بود که مکان‌های متصرفه در تصرف آنها بماند و نیز ایران به آنها اجازه عبور از داخل کشور برای حمله به عثمانی را بدهد که دولت ایران این تقاضا را نپذیرفت.

پس از ورود گور اوزلی به ایران، و به علت رابطه دوستی که در این دوره میان انگلیس و روسیه ایجاد شده بود؛ وی بر آن شد که بین ایران و روسیه، صلح برقرار کند و خواستار آن شد که افسران انگلیسی که در سپاه ایران بودند از جنگ با روسیه دست بردارند. چون عباس میرزا اصرار داشت جنگ ادامه یابد، جنگ ادامه یافت و سپاه ایران در محل اصلاندوز کنار رود ارس در بخش مرکزی اهر مقیم شدند. در این هنگام روس‌ها غافلگیرانه به اردوی ایران حمله کردند. اگرچه سپاه ایران مقاومت زیادی نشان داد اما به علت اختلافاتی که بین سپاه ایران پیش آمد، نیروهای ایرانی مجبور به عقب‌نشینی به سمت تبریز شدند. فرمانده سپاه روسیه پس از فتح اصلاندوز، آذربایجان را از هر دو طرف مورد تهدید قرار داد. در این زمان ترکمانان خراسان شورش کردندو شاه ایران که درصدد آماده کردن سپاهی برای سرکوب نیروهای روسی بود به علت اوضاع ناآرام در چند جبهه تقاضای صلح کرد.

با امضای قرارداد ترکمنچای و پایان جنگ‌های ایران و روس، عباس میرزا برای برقراری نظم و سرکوب شورش ترکمن‌ها به خراسان رفت. او در سال ۱۲۱۲ شمسی در مشهد درگذشت. مقبره او در کنار ضریح حرم امام رضا قرار دارد.

فرزندان

عباس میرزا از همسران خود چهل‏ وهشت فرزند یافت که بیست‏ ودو تن دختر و بیست‏ وشش تن پسر بودند:

پسران

  1. محمدشاه (۱۲۲۲ - ۱۲۶۴)
  2. بهرام میرزا (۱۲۲۳ - ۱۲۹۹)
  3. بهمن میرزا (۱۲۲۵ - ۱۳۰۱)
  4. جهانگیر میرزا (۱۲۲۵ - رجب ۱۲۶۹)
  5. فریدون میرزا (۱۲۲۵ - ۱۲۷۲)
  6. اسکندر میرزا (۱۲۲۶ - ۱۲۷۳، تبریز)
  7. خسرو میرزا (۱۲۲۶ - ۱۳۰۱)
  8. قهرمان میرزا (؟ - ۱۲۵۵)
  9. اردشیر میرزا (؟ - ۱۲۸۳)
  10. احمد میرزا (؟ - ۱۳۱۰)
  11. جعفرقلی میرزا (؟ -؟)
  12. مصطفی‏قلی میرزا (؟ - ۱۲۷۱)
  13. مراد میرزا (ربیع‌الثانی ۱۲۳۳ - ۲ جمادی‌الاول ۱۳۰۰)
  14. منوچهر میرزا (؟ -؟)
  15. فرهاد میرزا (۱۲۳۳ - ۱۳۰۵)
  16. فیروز میرزا (۱۲۳۳ -؟)
  17. خانلر میرزا (؟ - ۱۲۷۸)
  18. محمدرحیم میرزا (؟ -؟)
  19. مهدی‌قلی میرزا (؟ - ۱۲۷۰)
  20. حمزه میرزا (؟ - ۱۲۹۷)
  21. ایلدرم بایزید میرزا
  22. لطف‏الله میرزا
  23. محمدکریم میرزا
  24. محمدجعفر میرزا
  25. عبدالله میرزا

دختران

  1. ماه رخسار خانم فخرالدوله، همسر محمدحسن خان قاجار زیادلو
  2. طوبی خانم، همسر رضاقلی خان اردلان (حاکم کردستان)
  3. نگارالسلطنه، همسر عبدالله خان صارم‌الدوله قزاگزلو
  4. خورشیدکلاه‌خانم، همسر الله‌یار خان آصف‌الدوله دولو
  5. جهان‌خانم، همسر منشی‌الممالک زرین‌نعل
  6. فرخنده‌خانم، همسر میرکاظم‌خان تالشی
  7. دختر، همسر محمدخان قاجار دولو
  8. دختر، همسر طهماسب میرزا مؤیدالدوله
  9. صفیه‌سلطان‌خانم، همسر میرزا محمودخان ناصرالملک قراگزلو
  10. دختر، همسر جهانگیرخان قشقایی
  11. دختر، همسر سیف‌الملوک میرزا
  12. مهرجهان‌خانم، همسر نجفقلی‌خان دنبلی

عباس‌میرزا در نگاه دیگران

نامه قائم‌مقام به همسرش (خواهر عباس‌میرزا)

شاهزاده جان قربانت شوم! ز دوری تو نمردم چه لاف مهر زنم که خاک بر سر من باد و مهربانی من. اما یقین بدانید که در این واقعه هایله که خاک بر سر من و ایران شد، تلف خواهم گردید. دریغ و درد که آسمان نخواست ایران نظام گیرد و دولت و دین انتظام پذیرد. در این اعصار و اعوام کسی مثل ولیعهد جنت مکان یاد ندارد؛ عدل محض بود، محض عدل بود. حق خدمت خوب می‌دانست و قدر نوکر خوب می‌شناخت. به خدمت جزیی نعمت کلی می‌داد، ایتام را پدر بود و ارامل را پسر. اهل آذربایجان در مدت سی سال، پرورده احسان بودند. اهل خراسان را در این مدت سه سال، چنان بنده عدل و انعام و غلام فضل و اکرام خود فرمودند که صد برابر مطیع تر از اهل آن سامان شده بودند. این غلام پیر به چه زبان بگوید و به چه بیان بنویسد؟ خدا نخواست که جهان در عهد جهانداری او زنده و نازنده شود!

توصیف ژوبر

ارنست ژوبر که از سوی ناپلئون بناپارت به ایران اعزام شده بود، در سال ۱۲۲۱ ق در اردوگاه جنگی عباس میرزا با روسها، از او دیدار می‌کند. او می‌گوید: در مدت زمان کوتاهی که در خدمت عباس میرزا بودم همواره به مسائل مهم می‌پرداخت. او از امور پوچ و یاه‌گویی خودداری و همواره نکته‌های دقیقی را مطرح می‌کرد. یکبار از سر درد به من چنین گفت:

مردم به کارهای من افتخار می‌کنند، ولی چون من، از ضعیفی من بی خبرند. چه کرده‌ام که قدر و قیمت جنگجویان مغرب زمین را داشته باشم؟ چه شهری را تسخیر کرده‌ام و چه انتقامی توانسته‌ام از تاراج ایلات خود بکشم؟... از شهرت فتوحات قشون فرانسه دانستم که رشادت قشون روسیه در برابر آنان هیچ است، مع‌الوصف تمام قوای مرا یک مشت اروپایی(روسی) سرگرم داشته، مانع پیشرفت کار من می‌شوند... نمی‌دانم این قدرتی که شما(اروپایی‌ها) را بر ما مسلط کرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در قشون جنگیدن و فتح کردن و بکار بردن قوای عقلیه متبحرید و حال آنکه ما در جهل و شغب غوطه‌ور و بندرت آتیه را در نظر می‌گیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما می‌تابد تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از شماست؟ یا خدایی که مراحمش بر جمیع ذرات عالم یکسان است خواسته شما را بر ما برتری دهد؟ گمان نمی‌کنم. اجنبی حرف بزن! بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هشیار نمایم.

برچسب‌ها: عباس میرزا, فتحعلی شاه قاجار, آغامحمدخان قاجار, قائم مقام فراهاني
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۱ توسط آ . پاسارگاد
 

          سلیمان میرزا در سال 1242 در تهران متولد شد. برخی تاریخ تولد او را سالهای 1241، 1255، 1256 نیز آورده‌اند. او پسر محسن میرزا کفیل‌الدوله و او فرزند محمدطاهر میرزا است که کتاب سه تفنگدار الکساندر دوما را به فارسی ترجمه کرده است. محمدطاهر میرزا فرزند اسکندر میرزا و او فرزند ششم عباس میرزا پسر فتحعلی شاه قاجار است. سلیمان میرزا پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و آموختن مقدمات عربی وارد مدرسه دارالفنون گردید و از آنجا دیپلم گرفت. سپس به پیروی از نیاکان خود وارد عرصه فرهنگ شد و در حدود سال 1318ق روزنامه عیوق را منتشر کرد که مطالب آن مورد پسند میرزا علی‌اصغر خان امین‌السلطان، صدراعظم، واقع نشد و بلافاصله توقیف گردید. پنج سال بعد مدرسه محسنیه را دایر کرد که به سبب دشمنیها و مخالفتها با معارف جدید عمر زیادی نکرد. در همین دوران در بعضی مدارس پایتخت به تدریس ریاضی پرداخت. در سال 1324 ق وارد خدمات دولت شد. نخست در نظمیه به کار پرداخت؛ سپس در اداره کل گمرک مشغول شد و مدتی بعد به کرمانشاه رفت تا ضمن خدمت در ادارۀ گمرک، ریاست کل پست آنجا را هم بر عهده بگیرد. او که از اعضای مجمع آدمیت بود پس از ورود به محل مأموریت خویش در صدد تهیۀ مقدمات تأسیس شعبۀ مجمع آدمیت برآمد و چون آگاه بود که جامعۀ بی‌سواد هرگز ترقی نمی‌یابد برای بزرگسالان کلاس درس باز کرد و در آن کلاس به تدریس حساب و خواندن و نوشتن پرداخت.

سلیمان میرزا که از اعضای انجمن آدمیت بود، به همراه برخی از اعضا انجمن را ترک کردند و جمعیتی به نام انجمن حقوق برپا داشتند. ناشر افکار این انجمن روزنامه حقوق بود که سلیمان میرزا اداره می‌کرد و برادرش یحیی میرزا در این کار به وی مدد می‌رساند. خبر آغاز انتشار این روزنامه در شماره 74 روزنامه حبل‌المتین تهران، مورخ دوشنبه یازدهم جمادی‌الآخر سال 1325 چنین درج شده است: «روزنامه حقوق اثر خامۀ عنبرین شمامۀ نواب والا سلیمان میرزا، به تازگی در تهران طبع شده و بهترین میدان برای حقوق ملی است. غرض اصلی از نشراین فرخنده نامه آن است که ملت را به حقوق خود آشنا سازد تا بعد از این ملتفت باشند و حقوق خود را از دست ندهند». سلیمان میرزا در دوره دوم مجلس شورای ملی از اراک انتخاب شد ولی اعتبارنامه او رد شد و بعداً در جلسه 23 مورخ چهارشنبه هشتم ذیحجه 1327 از طرف مجلس شورای ملی به جای برادرش یحیی میرزا که فوت نموده بود انتخاب و وارد مجلس شد. (در دوره اول و دوم رسم این بود که، اگر نماینده‌ای استعفا یا فوت می‌کرد، مجلس مستقیماً کسی را به جای او برمی‌گزید).

سلیمان میرزا پس از درآمدن در ردیف نمایندگان، به گروه دمکرات پیوست و پس از قتل سید عبدالله بهبهانی، به جای تقی‌زاده لیدر این فراکسیون شد. در سال 1290مدتی پس از این که مجلس شورای ملی به دستور ابوالقاسم خان ناصرالملک نایب‌السلطنه منحل شد، سلیمان میرزا و جمعی از آزادیخواهان دستگیر و به قم تبعید شدند. وی، پس از چند ماه، به پایتخت بازگشت و در حدود 1292 در وزارت داخله متصدی امور مرکز شد. در سال 1293 به عنوان نماینده اصفهان به مجلس سوم راه یافت و لیدر فراکسیون دمکرات بود. در جریان جنگ اول جهانی به علت ضدیت با روسیه تزاری و استعمار بریتانیا بسان برخی از رجال آن دوره به آلمان گرایش یافت. در آبان 1294 به علت حرکت نیروهای روسیه به سمت تهران به همراه سایر نمایندگان و رجال ملی به قم رفت و در آذر ماه ریاست کمیته دفاع ملی را به دست گرفت. سپس به همراه سایرین راهی کرمانشاه شد و با دولت نظام‌السلطنه مافی همکاری کرد. در بهمن 1296 هنگامی که در میان ایل سنجابی بود توسط ارتش بریتانیا دستگیر و در هندوستان زندانی و تبعید شد.

پس از کودتای 1299 از هندوستان مخفیانه به همدان آمد و پس از عزل سید ضیاء طباطبایی به طور علنی راهی تهران شد. در 1300 به نمایندگی مردم تهران در مجلس چهارم انتخاب شد و به اتفاق سید محمدصادق طباطبایی حزب سوسیالیست را تشکیل داد. در این دوران، سلیمان میرزا از سوی دولت شوروی به عنوان رهبر نیروهای چپ ایران شناخته می‌شد و مورد اعتماد آنان بود. او در سال 1301 با دولت قوام‌السلطنه به مخالفت برخاست و به همراه محمدصادق طباطبایی به تلاش در راه تحکیم قدرت رضاخان پرداخت. سلیمان میرزا در شهریور 1302 به همراه میرزا کریم خان رشتی، محمدصادق طباطبایی و امیر لشکر خدایار خان یک پیمان مخفی اتحاد با رضاخان امضا کرد و به عضویت کمیته مخفی درآمد که جلسات آن در خانه رضاخان برگزار می‌شد. در آبان 1302 در اولین کابینه رضاخان وزیر معارف شد. در بهمن 1302 از تهران به مجلس پنجم راه یافت. در 27 مرداد 1303 با استیضاح دولت رضاخان توسط مدرس و 12 نماینده دیگر مخالفت کرد. در آبان 1304 به خلع سلسله قاجاریه رأی مثبت داد. مع هذا در آذر ماه همان سال در مجلس مؤسسان به انتقال سلطنت به سلسله پهلوی رأی ممتنع داد. او در نخستین سالهای سلطنت رضاشاه، که هنوز روابط شاه جدید با دولت شوروی حسنه بود، به همراه میرزا شهاب راوری کرمانی (پدر مظفر بقایی کرمانی) هدایت حزب سوسیالیست را به عهده داشت و در سال 1306 به همراه حاج امین‌الضرب، شیروانی، دشتی، فرخی یزدی، حاج میرزا حبیب‌الله امین، نیکپور و حاج میرزا علی‌اصغر قیصریه برای شرکت در جشن دهمین سالگرد انقلاب اکتبر به روسیه رفت.

سلیمان میرزا پس از ترک مسکو به آلمان رفت و با مرتضی علوی و چند نفر دیگر که از بنیانگذاران فرقه جمهوری انقلابی ایران بودند، دیدار کرد. از آنجا به پاریس رفت و با مارسل کاش دبیرکل حزب کمونیست فرانسه و سردبیر روزنامه اومانیته، ملاقات کرد. سلیمان میرزا از آن پس تا سقوط رضاشاه در شهریور 1320 خانه نشین و دور از فعالیتهای سیاسی بود. پس از تأسیس حزب توده در 15 مهر 1320 و برگزاری نخستین جلسه هیئت مؤسسان آن، سلیمان میرزا به دلیل پیشینۀ تشکیلاتی خود و مقبولیتی که در بین اعضای مؤسس حزب توده داشت، در رأس حزب قرار گرفت. او در اولین انتخابات بعد از رضاشاه، از تهران نامزد نمایندگی شد اما در جریان انتخابات، در 16 دی ماه 1322 در تهران درگذشت و در امامزاده عبدالله به خاک سپرده شد. سلیمان میرزا اسکندری کمونیست نبود و تا آخر عمر پایبند به احکام دینی باقی ماند، اما به دلیل اندیشه سوسیالیستی نگاهش به دولت شوروی مثبت بود. از او ترجمه کتاب رموز ملل اثر اوژن سو انتشار یافته است.


برچسب‌ها: سلیمان میرزا اسکندری, فتحعلی شاه قاجار, سیدضیاءالدین طباطبایی, میرزا علی‌اصغر خان امین‌السلطان
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۱ توسط آ . پاسارگاد
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک