بیوگرافی
 
سعی کردم تو این وبلاگ بیوگرافی مشاهیر ایران و جهان رو واسه دوستای عزیزم بذارم ..
 

دکتر مهدی ملک زاده

نویسنده کتاب تاریخ مشروطیت
ایشان فرزند ملک المتکلمین ازادیخواه شهید دوران مشروطه است
در سال 1260ه.ش در اصفهان به دنیا امدند
پس از طی دوران مکتب به تحصیل حکمت پرداخت و سپس به دارالفنون امد و در 19 سالگی راهی بیروت شد و از انجا به پاریس رفت و تحصیلات پزشکی را به پایان رساند و همزمان با مشروطه به ایران امد و در زمره آزادیخواهان قرار گرفت او همچنین به طبابت و تدریس در مدرسه طب در رشته کالبد شناسی(اناتومی) مشغول شد
از مهمترین فعالیتهای ایشان می توان به تالیف کتاب تاریخ مشروطیت در ایران در 7 جلد اشاره نمود که کتابی بسیار ارزشمند است
وفات ایشان در سال 1334 واقع شد
 
متولد 1260 ش است. پدرش مرحوم ملك‏المتكلمین خطیب و واعظ معروف دوره مشروطیت است كه به دست محمد على شاه در باغشاه مقتول شد. ملك‏زاده تحصیلات خود را در رشته پزشكى در بیروت به اتمام رسانید و همزمان با انقلاب مشروطیت وارد ایران شد. روح آزادیخواهى پدرش در وى مؤثر افتاد و او نیز در زمره مشروطه‏خواهان درآمد و مدتها در حبس و تبعید به سر مى‏برد. بعد از استبداد صغیر به كار طبابت پرداخت و ضمنا در مدرسه طب نیز تدریس مى‏نمود. چندى هم در یكى از كابینه‏هاى مستوفى‏الممالك معاون نخست‏وزیر شد. در دوره هفتم قانونگزارى از طرف مردم بم به وكالت مجلس رسید و مجموعا هفت دوره نماینده مجلس بود. بعد از شهریور 20 در چند دوره براى وزارت بهدارى دعوت شد ولى نپذیرفت، تا اینكه در 1328 در اولین دوره مجلس سنا از اصفهان به سناتورى رسید و نایب رئیس سنا هم شد. در دوره دوم نیز سناتور بود.
دكتر مهدى ملك‏زاده تحت عنوان انقلاب مشروطیت ایران خاطرات خود را در مورد مشروطیت ایران در هشت مجلد تحریر و انتشار داده است كه حاوى نكات مهمى از اوضاع سیاسى ایران است. همچنین كتابى درباره‏ى زندگى پدر شهیدش تحت عنوان شرح زندگى ملك‏المتكلمین تألیف نموده است. وفات او در 1334 ش اتفاق افتاد. وى با هزینه شخصى آرامگاهى براى پدرش و مدیر صوراسرافیل و چند تن دیگر كه در واقعه باغشاه مقتول شدند بنا نهاد و با تلاش وى مجسمه پدرش را در میدان حسن‏آباد نصب كردند، ولى پس از مرگ او مجسمه را از میدان برداشتند. پس از مرگ سناتور ملك‏زاده دامادش دكتر خانبابا بیانى به مقام سناتورى رسید. دكتر ملك‏زاده در جوانى با دختر سلیمان‏خان میكده ازدواج كرد و صاحب دو دختر شد: یكى به حباله نكاح محمد دادور فرزند وثوق‏السلطنه درآمد و دیگرى همسر خانبابا بیانى شد. این زن مقام استادى گرفت و در دانشگاه تهران در رشته باستانشناسى تدریس مى‏كرد.
(1334 -1260 ش)، نویسنده. پس از تكمیل تحصیلات مقدماتى به تحصیل حكمت الهى پرداخت و «شرح منظومه» را نزد جهانگیر خان قشقایى و زبان انگلیسى را نزد آوانس، از ارامنه‏ى جلفا، فراگرفت. در هفده سالگى به تهران آمد و وارد دارالفنون شد و به تحصیل علوم جدید و طب پرداخت. جهت ادامه‏ى تحصیل به فرانسه عزیمت نمود، ولى در استانبول شمس‏الدین بیگ، سفیر كبیر عثمانى در ایران، كه با ملك المتكلمین دوستى داشت او را از رفتن به فرانسه منصرف كرد و به بیروت فرستاد. ملك‏زاده پس از خاتمه‏ى دوره‏ى طب و اخذ درجه‏ى دكترا و كسب دیپلم (اتا) و نشان برگ خرما، براى تكمیل تحصیلات، به پاریس رفت. وى در 1327 ق به ایران بازگشت و از طرف صنیع‏الدوله به سمت استادى دانشكده‏ى طب انتخاب شد و چندین دوره نمایندگى مجلس شوراى ملى و دو دوره نمایندگى مجلس مؤسسان و سالها ریاست بهدارى ارتش را عهده‏دار بود. او در تهران درگذشت. از آثارش: «تاریخ انقلاب مشروطیت ایران»، در هفت مجلد؛ «زندگانى ملك المتكلمین»
 
درباره ملک متکلمین و دکتر مهدی ملک زاده روایات متناقض فراوان است از جمله مطلب زیر :
 
دکتر مهدی ملک‌زاده در کتاب «تاریخ مشروطه» خود به‌سود پدرش، ملک‌المتکلمین، اغراق و جعل فراوانی انجام داده است که یک نمونه آن،‌ درباره مراسم افتتاح اولین جلسه مجلس مشروطه است. این جلسه با سخنرانی میرزا نصرالله خان مشیرالدوله (صدراعظم) از طرف دولت و شیخ مهدی سلطان‎المتکلمین از طرف ملت افتتاح شد. در آن زمان سلطان‎المتکلمین به «خطیب ملت» شهرت داشت و مورد وثوق کامل مراجع ثلاث نیز بود. ملک‌زاده این نطق مهم سلطان‎المتکلمین را در کتاب خود به‌نام پدرش، میرزا نصرالله خان بهشتی (ملک‌المتکلمین)، چاپ کرده است. یعنی در افتتاح مجلس گویا ملک‌المتکلمین چنان مقامی داشته که به‌عنوان سخنگو و زبان ملت سخنرانی افتتاحیه ایراد نماید. این روایت از تاریخ یک جعل آشکار است.
ملک‌المتکلمین در آن زمان مطرود و بدنام بود و در میان مردم محبوبیت نداشت. به نام بابی شهرت فراوان پیدا کرده بود و خانم منگل بیات نیز در کتابش رسماً او را به‌عنوان بابی معرفی کرده است. آقا نجفی اصفهانی بارها ملک المتکلمین را طرد کرده بود و در دوران حوادث مشروطه اوّل او حتی یک بار هم در صحن حرم قم سخنرانی نکرد. چگونه چنین آدمی می‌توانست به ‌عنوان خطیب و سخنگوی ملت در افتتاح مجلس لایحه بخواند؟ واقعاً چرا دو واعظ بزرگ و مؤثر انقلاب مشروطه،‌ یعنی سلطان‎المتکلمین و سلطان‎المحققین، در تاریخنگاری مشروطه گمنام مانده‌اند؟ امروزه چند نفر از کتابخوانان ما سلطان‎المتکلمین را می‌شناسند، در حالی‌که ملک‌المتکلمین شهرت فراوان دارد.

در واقع تاریخ پردازی ماسونی بخش مهمی از کارنامه سلطان‎المتکلمین خوشنام را به‌سود ملک‌المتکلمین بدنام مصادره کرده است. این گونه موارد تحریفی در تاریخ معاصر ایران، فراوان است که دریافت واقعیات آنها، به یک تلاش تخصصی سنگین و متکی بر اسناد نیاز دارد. تلاشی که بتواند به دور از دروغ پردازی‌های فراماسون‌ها، یک دوره تاریخ جامع و مستند و علمی از حوادث مشروطه در اختیار پژوهشگران و محققین قرار دهد.
منبع : http://www.tabnak.ir/fa/news/112423/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF-%D9%BE%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3


از راست: اردشیر جی ریپورتر(سرجاسوس سرویس‌های اطلاعاتی بریتانیا و از بنیانگذاران لژهای فراماسونری در ایران)، مهدی ملک زاده و ملک المتکلمین


برچسب‌ها: دکتر مهدی ملک زاده, اردشیر جی ریپورتر, ملک المتکلمین, دبيرستان دارالفنون
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ توسط آ . پاسارگاد
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک