بیوگرافی
 
سعی کردم تو این وبلاگ بیوگرافی مشاهیر ایران و جهان رو واسه دوستای عزیزم بذارم ..

فال حافظ

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر




Up Page
 

فیروز شیروانلو متولد ۱۳۱۷ تهران درگذشت ۳۰ / ۱۱ / ۱۳۶۷ مترجم و مولف .

فیروز شیروانلو تحصیلات متوسطه‏ى خود را در مدرسه‏ى البرز به پایان رساند و به انگلستان رفت و در دانشگاه لیدز در رشته‏ى جامعه‏شناسى هنر به تحصیل پرداخت. پس از بازگشت به ایران، نخستین كارش طراحى و ویرایش كتاب در مؤسسه‏ى انتشارات فرانكلین بود. در همان زمان بود كه پس از یك دوره فعالیت سیاسى ...


برچسب‌ها: فیروز شیروانلو, دانش آموختگان دبيرستان البرز, کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان, بهروز وثوقي, مهندس پرویز نیكخواه

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393 توسط آ . پاسارگاد
 

زمینه فعالیت

بازیگر، کارگردان، نویسنده و تهیه‌کننده

ملیت

ایرانی

تولد

۱۷ مهر ۱۳۱۴/تهران

سابقه کار

۱۳۳۷ تا کنون

همسر

مهین‌دخت بهرامی(نويسنده، منتقد و نقاش)

 

محمد متوسلانی هنرپیشه، فیلم‌نامه‌نویس، تهیه‌کننده و کارگردان ایرانی است. او به هم‌راه منصور سپهرنیا و گرشا رئوفی گروه کمدی معروف سینمای ایران در دهه چهل خورشیدی را به وجود آورد. در ۱۳۳۷ با بازی در فیلم «طوفان در شهر ما» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان وارد سینما شد آخرین بار که جلوی دوربین رفت در فیلم «شب روباه» به کارگردانی همایون اسعدیان بود. سال ۱۳۶۸ در هشتمین دورهٔ جشنوارهٔ بین‌المللی فجر برای فیلم‌نامهٔ «جستجوگر» دیپلم افتخار گرفت و برای همین فیلم نامزد دریافت بهترین کارگردانی شد....

 

 


برچسب‌ها: محمد متوسلانی, گرشا رئوفی, منصور سپهرنیا, ساموئل خاچكيان, بهروز وثوقي

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم آذر 1392 توسط آ . پاسارگاد
 

آفرین
Afarin.jpg
نام اصلی

صغری عبیسی

زمینه فعالیت

سینما

ملیت

 ایرانی

تولد

۲۲ اسفند ۱۳۳۰ / لاهیجان

پیشه

بازیگر

سال‌های کار

۱۳۴۹ تا ۱۳۵۰
۱۳۷۸ تا کنون

همسر

مرحوم ایرج صادقپور ( فیلمبردار و تهیه کننده)

تحصیلات

متوسطه

آفرین عبیسی (زاده ۲۲ اسفند ۱۳۳۰ در لاهیجان) بازیگر ایرانی است.

همسر: مرحوم ايرج صادقپور (فيلمبردار، عكاس، تدوينگر و تهيه كننده)

در سينماي قبل از انقلاب تنها در چهار فيلم بازي كرد كه ...

 

 


برچسب‌ها: آفرین, صغری عبیسی, بهروز وثوقي, بهمن مفید, ناصر تقوايي

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392 توسط آ . پاسارگاد
 

File:Hushang kaveh.jpg

هوشنگ کاوه در سال ۱۳۰۵ در بابل متولد شد. در سال ۱۳۲۵ دیپلم ریاضی از دارالفنون کسب کرد .

وی از حدود ۱۶ سالگی وارد کار سینما شد و حرفه‌های مختلفی را به ویژه در زمینه امور فنی سینمایی تجربه کرد. ...

 

 


برچسب‌ها: هوشنگ کاوه, بهروز وثوقي, مسعود كيميايي, صادق هدايت, بهمن مفید

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم آبان 1392 توسط آ . پاسارگاد
 

فروزان

File:Forouzan.jpg

نام اصلی پروین خیربخش
زمینه فعالیت سینما ، دوبله
ملیت  ایرانی
تولد ۱۳۱۶
بندر انزلی، ایران
محل زندگی تهران
پیشه بازیگر ، تهیه کننده ، دوبلور
سال‌های فعالیت سینما ۱۳۴۱ - ۱۳۵۶
فرزندان یک پسر (سیامک)

پروین خیربخش مشهور به فروزان ...

 

 


برچسب‌ها: فروزان, آرمان, بهروز وثوقي, محمدعلي فردين, بهمن مفید

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم آبان 1392 توسط آ . پاسارگاد
 

هاله نظری

نام واقعی : سیمین دیو سالار/وزیری/نظری. متولد 1323 تهران .تهصیلات : دیپلم ادبی . شروع فعالیت با فیلم دلهره

بعد از انقلاب وی همسر آقای شجره مدیر شبکه پارس بود ...


برچسب‌ها: هاله نظری, بهروز وثوقي, محمدعلي فردين, پوري بنايي, پرخیده

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیستم آبان 1392 توسط آ . پاسارگاد
 

آرام
65.jpg

نام اصلی

اعظم میرحسینی

زمینه فعالیت

بازیگری

ملیت

ایرانی

تولد

۱۳۳۲تهران

سال‌های فعالیت

۱۳۵۲ تا ۱۳۵۶

اعظم میرحسینی (نام هنری آرام) بازیگر ایرانی متولد ۱۳۳۲ می باشد.

بعد از آشنایی با مازیار پرتو به سینما راه یافت. در اولین فیلم، گرگ بیزار با بهروز وثوقی ...

 

 


برچسب‌ها: آرام, سپیده, بهروز وثوقي, ایرن, چنگیز وثوقی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه نوزدهم آبان 1392 توسط آ . پاسارگاد

 

مینو شفیع
زمینه فعالیت

سینما و تلویزیون

ملیت

ایرانی

تولد

۱۳۳۵تهران

والدین

رضا شفیع

پیشه

بازیگر

سال‌های فعالیت

۱۳۴۱-۱۳۵۴

مينو شفيع (زاده ۱۳۳۵) بازیگر سینما و تلویزیون، ایران در قبل از انقلاب

زندگینامه

  • متولد ۱۳۳۵ تهران ...

 

 


برچسب‌ها: مينو شفيع, پرویز صیاد, پرخیده, محمود بهرامی, بهروز وثوقي

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم آبان 1392 توسط آ . پاسارگاد

 

پرخیده
نام اصلی نورالهدی مظفری
زمینه فعالیت بازیگر سینما و تئاتر
ملیت ایرانی
تولد ۱۲۹۲
تهران
والدین مادرش فیروزه خواننده
مرگ ۱۳۴۴
تهران بعد از یک جراحی قلب
سال‌های فعالیت ۱۳۳۰ تا ۱۳۴۴
مدرک تحصیلی ششم ابتدایی

پَرخیده (۱۲۹۲ - ۱۳۴۴بازیگر ایرانی سینما و تئاتر بود.


 

 


برچسب‌ها: پرخیده, ویدا قهرمانی, محمدعلي فردين, بهروز وثوقي, روفیا

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 توسط آ . پاسارگاد
 

بهمن مفید

پرونده:Bahman-mofid2.jpg

بهمن مفید فرزند غلامحسین بازیگر، نوازنده، خواننده و گوینده عروسکی ایرانی است.

زندگینامه

او برادر بیژن مفید نمایشنامه‌نویس ایرانی و فرزند غلامحسین خان مفید از هنرپیشگان قدیمی تئاتر است.

وی فارغ‌التحصیل رشته تئاتر از ...

پرونده:بهمن مفید.jpg

پرونده:Bahman-mofid1-.jpg

 


برچسب‌ها: بهمن مفید, پروین ملکوتی, فریبا خاتمی, بهروز وثوقي, مستانه جزایری

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 توسط آ . پاسارگاد
 

ویدا قهرمانی
Vida Ghahremani.jpg
نام اصلی ملیحه بغیازاریان
زمینه فعالیت سینما ، تئاتر ، آموزش
ملیت ایرانی
تولد خرداد ۱۳۱۵
تهران
محل زندگی اقامت در ایالات متحده از سال ۱۳۵۸
پیشه بازیگر ، طراح ، معلم
سال‌های فعالیت ۱۳۳۳ تا ۱۳۶۷
فرزندان ترنج یقیازاریان
مدرک تحصیلی فوق لیسانس

(زادهٔ خرداد ۱۳۱۵ تهران) یک بازیگر ایرانی سینما است.

زندگینامه

وی در سال ۱۳۱۵ در شهر تهران متولد شد در سال ۱۳۳۳ برابر با ۱۹۵۴ میلادی فعالیت سینمائی خویش را آغاز نمود. جوانی، زیبائی و استعداد درخورستایش ...

 

 


برچسب‌ها: ویدا قهرمانی, ناصر ملك مطيعي, محمدعلي فردين, بهروز وثوقي, ساموئل خاچكيان

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم آبان 1392 توسط آ . پاسارگاد

 

نوری کسرایی
Noori Kasraei.jpg
زمینه فعالیت

سینما

ملیت

ایرانی

تولد

۱۳۳۰تهران

محل زندگی

تهران

پیشه

بازیگر

سال‌های فعالیت

۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷

نوری کسرایی متولد ۱۳۳۰ تهران، هنرپیشه ایرانی قبل از انقلاب است ...

 

 


برچسب‌ها: نوری کسرایی, جمشيد مشايخي, عبدالعلی همایون, بهروز وثوقي, سعيد راد

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم آبان 1392 توسط آ . پاسارگاد

سیمین غفاری (متولد ۱۳۳۱ تهران) بانوی بازیگر سینمای ایران

سیمین غفاری در سال ۱۳۳۱ در خیابان حشمت الدوله تهران متولد شد. وی دارای یک خواهر و یک برادر می باشد. غفاری کلاس هفتم متوسطه...

 


برچسب‌ها: سیمین غفاری, بهروز وثوقي, محمدعلي فردين, فروزان, رضا بیک ایمانوردی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه یازدهم آبان 1392 توسط آ . پاسارگاد

 

ویکتوریا
Victoria
نام اصلی

ویکتوریا نرسیسیان
Victoria Nerssisian

زمینه فعالیت

بازیگر سینما

تولد

۱۳۱۶ / ۱۹۳۷روستوف روسیه

سال‌های فعالیت

از ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۲

ویکتوریا با نام اصلی ویکتوریا نرسیسیان در سال ۱۳۱۶ برابر با ۱۹۳۷ میلادی در شهر روستوف در فدراتیو روسیه به دنیا آمد و هنگای که ۱۴ سال داشت به ایران مهاجرت کرد در ۱۳۴۱ نخستین فیلمش را با نام سوداگران مرگ به کارگردانی ناصر ملک مطیعی بازی کرد از دهه ۱۳۵۰ دیگر در هیچ فیلمی حضور نیافت

فیلم‌شناخت

  • ۱ - دو کبوتر (۱۳۵۲)
  • ۲ - شب عروسی (۱۳۵۰)
  • ۳ - بابا کرم (۱۳۴۹)
  • ۴ - پسر زاینده‌رود (۱۳۴۹) با بازی ایرن
  • ۵ - جوانی هم عالمی دارد (۱۳۴۹)
  • ۶ - دختر ظالم بلا (۱۳۴۹)
  • ۷ - لیلی و مجنون (۱۳۴۹ سیامک یاسمی) با بازی بهروز
  • ۸ - یاقوت سه چشم (۱۳۴۹ آرامائیس آقامالیان)
  • ۹ - دنیای تاریک (۱۳۴۸)
  • ۱۰ - زن وحشی وحشی (۱۳۴۸) با بازی جمیله
  • ۱۱ - عشق کولی (۱۳۴۸)
  • ۱۲ - قاتلین هم می‌گریند (۱۳۴۸)
  • ۱۳ - مالک دوزخ (۱۳۴۸)
  • ۱۴ - معجزه قلب‌ها (۱۳۴۸)
  • ۱۵ - جنجال پول (۱۳۴۷)
  • ۱۶ - سلطان قلبها (۱۳۴۷ فردین) با بازی فردین . آذر شیوا . لیلا فروهر . همایون و ...
  • ۱۷ - ببر کوهستان (۱۳۴۴) با بازی فردین و ...
  • ۱۸ - دنیای پول (۱۳۴۴) با بازی رضا بیک ایمانوردی . پوران . بوتیمار و ...
  • ۱۹ - سرسام (۱۳۴۴ ساموئل خاچیکیان) با بازی بوتیمار . بیک ایمانوردی . همایون و ...
  • ۲۰ - اشک یتیم (۱۳۴۳)
  • ۲۱ - ببر رینگ (۱۳۴۳)
  • ۲۲ - چهار تا شیطون (۱۳۴۳)
  • ۲۳ - کمینگاه شیطان (۱۳۴۳ نظام فاطمی)
  • ۲۴ - تار عنکبوت (۱۳۴۲)
  • ۲۵ - انتقام روح (۱۳۴۱)
  • ۲۶ - سوداگران مرگ (۱۳۴۱)

برچسب‌ها: ویکتوریا نرسیسیان, بهروز وثوقي, محمدعلي فردين, ناصر ملك مطيعي, ایرن
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نهم آبان 1392 توسط آ . پاسارگاد
 
فریبا خاتمی
Fariba-khatami1.gif
زمینه فعالیت

بازیگر

ملیت

ایرانی

تولد

شهریور ۱۳۲۲تهران

سال‌های فعالیت

۱۳۵۵ - ۱۳۴۲

فرزندان

نیلوفر

مدرک تحصیلی

دیپلم


فریبا خاتمی ( ۱۳۲۲ - ) بازیگر تآتر، سینما، تلویزیون ایرانی.

زندگی...

 


برچسب‌ها: فریبا خاتمی, بهروز وثوقي, محمدعلي فردين, ناصر ملك مطيعي, رضا بیک ایمانوردی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم آبان 1392 توسط آ . پاسارگاد

 

حسین عرفانی متولد ۱۳۲۱ هجری شمسی در تهران از دوبلرهای مشهور ایران و همسر شهلا ناظریان است.


از خصوصیات این گوینده دامنه صدایی بسیار وسیع اوست که با صدایی بسیار بم و یا بسیار زیر گویندگی‌های بسیار خوبی کرده‌است. قابلیت تیپ سازی بالا و در عین حال شخصیت گویی بسیار تواناست.

وی به عنوان گوینده ثابت نقش‌های همفری ...

 

 


برچسب‌ها: حسین عرفانی, شهلا ناظریان, دوبله, مهسا عرفانی, بهروز وثوقي

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ششم آبان 1392 توسط آ . پاسارگاد


 

 

پرونده:Iraj-ghadery.jpg

ایرج قادری (زاده ۱۳۱۴ تهران - درگذشته ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ تهران)، کارگردان، فیلمنامه‌نویس و بازیگر سرشناس و قدیمی سینمای ایران بود. ایرج قادری در ۴۱ فیلم کارگردان، ۴ فیلم نویسنده، ۷۲ فیلم بازیگر، ۹ فیلم تهیه‌کننده و ۱ فیلم تدوین‌گر بود. آخرین فیلم او شبکه بود.

زندگی‌نامه

ایرج قادری دارای تحصیلات ناتمام در رشته داروسازی است. وی فعالیت سینمایی را سال ۱۳۳۴ با بازی در فیلم «چهارراه حوادث» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان آغاز کرد. او سال ۱۳۴۱ شرکت سینمایی «پانوراما» را به همراه موسی افشار تأسیس کرد. وی که اغلب به عنوان یکی از فیلمسازان سینمای پیش از انقلاب شناخته می‌شود، فعالیت خود در دوران پس از انقلاب با ساخت فیلم تاراج (۱۳۶۳) ادامه داد. بعد از این فیلم و تا اوایل دهه ۷۰ فیلمی نساخت و با درام جنایی می‌خواهم زنده بمانم فیلمنامه‌ای از رسول صدرعاملی و بر اساس داستان زندگی پدرام تجریشی فعالیت خود را دوباره آغاز کرد.

درگذشت

ایرج قادری در اردیبهشت ۱۳۹۱ به دلیل تشدید بیماری سرطان ریه در بیمارستان مهرداد بستری شد و به دلیل همین بیماری در ساعت چهار صبح ۱۷ اردیبهشت ماه درگذشت....

 


برچسب‌ها: ايرج قادري, محمدعلي فردين, بهروز وثوقي, ناصر ملك مطيعي, آيت الله هاشمي رفسنجاني

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392 توسط آ . پاسارگاد

 

داوود رشیدی
Davoud Rashidi.jpg
در ایام جوانی
نام اصلی داوود رشیدی حائری
زمینه فعالیت تئاتر , سینما , تلویزیون
ملیت ایرانی
تولد ۲۵ تیر ۱۳۱۲
تهران
والدین عبدالامیر رشیدی حائری
محل زندگی تهران
پیشه بازیگر ، تهیه کننده ،مجری طرح
همسر(ها) احترام برومند (مجری و بازیگر)
فرزندان لیلی رشیدی (بازیگر) و فرهاد رشیدی

داوود رشیدی (زاده ۲۵ تیر ۱۳۱۲ خورشیدی) در تهران،خیابان ری ؛  هنرپیشه تئاتر سینما و تلویزیون ایران است.

زندگینامه

داوود رشیدی در سال ۱۳۱۲ در تهران متولد شد و از خاندان حایری مازندرانی است. او تحصیلات متوسطه را (بدلیل فعالیت‌های دیپلماتیک پدرش) در ترکیه و پاریس به پایان رساند و تحصیلات دانشگاهی را در ژنو ادامه داد. (فارغ التحصیل کنسرواترا ژنو در رشته کارگردانی و بازیگری تئاتر و لیسانس حقوق سیاسی از دانشگاه ژنو).داوود رشیدی در ژنو ۴ سال به طور حرفه‌ای مشغول به كار شد. در تئاتر كاروژ در چند نمایش به عنوان بازیگر ایفای نقش كرد و همچنین به كارگردانی چند نمایش پرداخت. او در اواخر سال ۱۳۴۱ شمسی به ایران بازگشت

داوود رشیدی در خانواده‌ای هنردوست متولد شد. پدر او با این كه دیپلمات بود اما به هنر نمایش علاقه فراوان ...

 

 


برچسب‌ها: داوود رشیدی, احترام برومند, لي لي رشيدي, عزت الله انتظامي, بهروز وثوقي

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392 توسط آ . پاسارگاد
 

مری آپیک
زمینه فعالیت سینما ، تئاتر
ملیت ایرانی ارمنی تبار
تولد ۱۳۳۳ یا ۱۳۳۶
تهران
والدین آپیک یوسفیان - بازیگر سینما
محل زندگی ایالات متحده آمریکا
پیشه بازیگر ، تهیه کننده
سال‌های فعالیت ۱۳۵۰ تا کنون

 

مری آپیک (زاده ۱۳۳۶ در تهران)، هنرپیشه تئاتر و سینما و تهیه کننده است.

مری آپیک دختر آپیک یوسفیان (بازيگر سينما و تلويزيون) می‌باشد وی در ابتدا می خواست بالرین بشود وي با گذراندن دوره هاي آموزشي باله و نوازندگي پيانو از مدرسه فرانسوي ها، فعاليت هنري خود را با تئاتر آغاز كرد. اما در نهایت به سینما و موسیقی روی آورد و در سن ۱۴ سالگی به دعوت مسعود کیمیایی در فیلم داش آکل نوشته و شاهكار صادق هدايت در نقش مرجان روبه روي بهروز وثوقي به ایفای نقش پرداخت .

که وی نیز در چندین فیلم ایفای نقش کرده است . مری آپیک پس از انقلاب از ایران خارج شد و هم اکنون مقیم ایالات متحده آمریکا است.

وی در آمریکا علاوه بر مسایل هنری در زمینه حقوق زنان نیز فعالیت میکند .

فیلم‌ها

  • ۱۳۵۰ - داش آکل به کارگردانی مسعود کیمیایی
  • ۱۳۵۳ - مظفر به کارگردانی مسعود ظلی
  • ۱۳۵۳ - اسرار گنج دره جنی به کارگردانی ابراهیم گلستان
  • ۱۳۵۷ - بن‌بست به کارگردانی پرویز صیاد
  • سرحد به کارگردانی پرویز صیاد (خارج از ایران ساخته شده)
  • فرستاده به کارگردانی پرویز صیاد (خارج از ایران ساخته شده)

برچسب‌ها: مری آپیک, بهروز وثوقي, مسعود كيميايي, صادق هدايت, ابراهيم گلستان
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پنجم تیر 1392 توسط آ . پاسارگاد
 

رضا حاجيان هنرپيشه متوفي ۱۷ آبان ۱۳۹۱

 این دفعه درباره رضا حاجیان مطلب زیر رو از وب یک نازنین به نام علی شیرازی وام گرفته ام . اين مطلب برخلاف بیشتر دفعه های بیوگرافی نویسی ام ؛ به شيوه و نثر متفاوتي نوشته شده البته توسط آقاي علي شيرازي چون ايشان قرار نبوده بيوگرافي بنويسه اما چون از مطلب و قلم ايشون خوشم اومد و از طرفي ذيدم مطلب نوشته شده به بيوگرافي نزديكه ترجيح دادم عين مطلب رو بذارم تو وبم فقط اگه كسي درباره رضا حاجيان نازنين اطلاعات بيشتري داره برام بفرسته تا كار كنم ...

خدايش بيامرزاد

به مناسبت درگذشت رضا حاجیان: همه‌اش دروغ بود...

مطلب سينمايي تازه‌ام (منتشر شده در سايت ماهنامه سينمايي فيلم) 

مرثیه‌ای برای یك كتك‌خور فیلمفارسی

علی شیرازی

ساعت 4 صبح ...

 

 


برچسب‌ها: رضا حاجيان, علی شیرازی, اسدالله یکتا, بهروز وثوقي, محمدعلي فردين

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392 توسط آ . پاسارگاد
 

 قسمت سوم و آخرین قسمت خاطره بازی با بهروز

خاطرات از قلم افتاده :

 حسن شریفی از چگونگی ورود بهروز به سینما می گوید :

 «فیلنامه فیلم ( ضربت ) از هر جهت آمــاده بود و هنرپیشگان آن نیز انتخاب شده بودند...

 

بقیه متن در ادامه مطلب ...

ناصر . بهروز . فردین

با اندی

 

با بهروز وثوقی در دیار غربت
...
از تبار ماست این مرد
مردی در هیات قیصر و داش آکل و رضا موتوری
یا
آن پسرک کج و معوج
مجید سوته دلان را می گویم
سوخته دل
دل شکسته
... اما ستبر و سبز در سرزمین سبز
که سبز است و سبز
سبز کوه ها و دره ها

روزی آن بانوی سبز شعر نوشته بود که:
تنها صداست که می ماند ...
و بهروز فراتر رفت و چهره اش را نيز جاودانه کرد
که می ماند و خواهد ماند!

این کتاب بهروز است:
خاطرات تلخ و شیرین یک مرد
و خاطرات تلخ یک نسل
نسل سوخته
نسل خاکستر
که خاکستر شدیم و
در خاک خواهيم شد
تا روزی ققنوس وار
از خاکستر و خاک بر آییم

 


برچسب‌ها: بهروز وثوقي, پوري بنايي, محمدعلي فردين, گوگوش, داریوش اقبالی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 توسط آ . پاسارگاد
 

قسمت دوم خاطره بازی با بهروز ...

بقیه در ادامه مطلب :

بهروز در فیلم سازش ۱۳۵۳

سازش ۱۳۵۳

ناصر ملك مطيعي ، بهروز وثوقي در فيلم طوقي(۱۳۴۹)

داوود رشيدي ، بهروز وثوقي در فيلم فرار از تله(۱۳۵۰)

بهروز وثوقي ، پوري بنايي در فيلم قيصر(۱۳۴۸)


برچسب‌ها: بهروز وثوقي, پوري بنايي, مسعود كيميايي, امیر نادری, ناصر ملك مطيعي

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 توسط آ . پاسارگاد
 

خاطراتي با بهروز وثوقي

خاطره بازی چیز خوبیه مخصوصاْاگه این خاطره بازی و نوستالژی با بهروز باشه ؛ بهروز وثوقي ... من قبلاً واسه بهروز پست گذاشتم اما حيفم اومد اين ماجراهارو ننوشته بذارم ...

اينارو از يه وب برداشتم اما متاسفانه آدرسشو گم كردو اميدوارم دچار مشكل نشيم هرچند كه بخاطر عشق بهروز مي ارزه ...

 ارتباط تازه گلشيفته اين بار با بهروز وثوقي/ عکس

بهروز وثوقي تهمينه ميلاني لادن مستوفي


برچسب‌ها: بهروز وثوقي, پوري بنايي, مسعود كيميايي, محمدعلي فردين, ناصر ملك مطيعي

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392 توسط آ . پاسارگاد

dscjao0occb5rkyf8ns.jpg

چنگیز وثوقی (زادهٔ ۱۳۲۶ در اصفهان) یک هنرپیشهٔ مرد ایرانی است. او برادر دو تن دیگر از هنرپیشگان سینما، شهراد و بهروز وثوقی است. او پیشهٔ بازیگریش را در سینما، در سال ۱۳۵۱ با ایفای نقش کوتاهی در بلوچ، ساختهٔ مسعود کیمیایی آغاز کرد.

 

چنگیز وثوقی

زمینه فعالیت

بازیگر

ملیت

ایرانی پرچم ایران

تولد

۱۳۲۶ اصفهان

محل زندگی

تهران

سال‌های کار

۱۳۵۱ تا حال

همسر(ها)

سارا خوئینی‌ها (سابق)


برچسب‌ها: چنگیز وثوقی, شهراد وثوقی, بهروز وثوقي, سارا خوئینی ها, مسعود كيميايي

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم فروردین 1392 توسط آ . پاسارگاد

شهراد وثوقی (زادهٔ ۱۳۳۵ در تهران) یک هنرپیشهٔ مرد ایرانی است. او برادر دو تن دیگر از هنرپیشگان سینما، چنگیز و بهروز وثوقی است. او ليسانس سينما را از مدرسه بين المللی فيلم لندن در سال ۱۳۵۷ گرفت. آغاز بازی او در سال ۱۳۶۹ با بازی مجموعه‌های تلويزيونی در آمریکا بود، پیشه بازی‌گری شهراد در سینمای ایران، به سال ۱۳۷۰ با ایفای نقش کوتاهی در ناصرالدین‌شاه اکتور سینما، ساختهٔ محسن مخملباف برمی‌گردد.

شهراد وثوقی
زمینه فعالیت بازیگر
ملیت ایرانی پرچم ایران
تولد ۱۳۳۵
تهران
محل زندگی تهران
سال‌های فعالیت ۱۳۷۰ تا حال


برچسب‌ها: شهراد وثوقی, بهروز وثوقي, چنگیز وثوقی, عزت الله انتظامي, غلامرضا بنفشه خواه

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392 توسط آ . پاسارگاد

 

زندگی‌نامه

مسعود کیمیایی در روز ۷ مرداد ۱۳۲۰ در کوچه سید ابراهیم خیابان ری تهران زاده شد. پس از آن به ترتیب در کوچه دردار، آصف‌الدوله، سقاباشی، عین‌الدوله و سرانجام در خیابان بهار ساکن شد. او دو خواهر و یک برادر دارد. دیپلم متوسطه را از دبیرستان بدر گرفت. بعد از پایان دبیرستان کم‌کم وارد عوالم روشنفکری شد و همراه چند تن از دوستان علاقه‌مند، گروه انتشارات طرفه را بنیاد نهاد. از همان دوره به موسیقی هم علاقه‌مند شد و چند ساز مانند پیانو و گیتار را در حد غیر حرفه‌ای می‌نوازد. اما بیشترین کشش و علاقه او به سینما بود. او تاکنون دوبار ازدواج کرده؛ نخست با گیتی پاشایی (آهنگساز و خواننده۱۳۷۰-۱۳۴۸)، که حاصل آن پولاد کیمیایی (بازیگر) بود و پس از آن با گوگوش، خواننده سرشناس (۱۳۸۲-۱۳۷۰).

کیمیایی تحصیلات آکادمیک کارگردانی ندارد. تمام آموخته‌های تکنیکی و فنی او از سینما به حضور در گروه دستیاران فیلم قهرمانان به کارگردانی ژان نگولسکو و دستیاری ساموئل خاچیکیان در فیلم خداحافظ تهران محدود می‌شود. فیلمهایی که کارگردانی نموده:قیصر.رضاموتوری.داش آکل.بلوچ.خاک. گوزن ها.غزل.سفرسنگ.خط قرمز.دندان مار.سلطان. جرم

 

 


برچسب‌ها: مسعود كيميايي, گوگوش, بهروز وثوقي, پولاد كيميايي, محمدرضا فروتن

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیستم اسفند 1391 توسط آ . پاسارگاد

صادق چوبک (تولد ۱۴ تیر ۱۲۹۵ بوشهر / فوت ۱۳ تیر ۱۳۷۷برکلی) نویسنده ایرانی بود.

وی به همراه صادق هدایت از پیشگامان داستان نویسی مدرن ایران است. از آثار مشهور وی می‌توان از مجموعه داستان انتری که لوطی اش مرده بود و رمانهای سنگ صبور و تنگسیر نام برد.

از روی رمان تنگسیر فیلمی به همین نام با بازی بهروز وثوقی ساخته شده‌است...

صادق چوبک

زادروز

۱۴ تیر ۱۲۹۵
بوشهر، ایران پرچم ایران

درگذشت

۱۳ تیر ۱۳۷۷ / ۴ ژوئیه ۱۹۹۸
(۸۱ سال)
برکلی، کالیفرنیا، ایالات متحده پرچم ایالات متحده آمریکا

آرامگاه

جسدش طبق وصیتش سوزانده شد و خاکستر آن به اقیانوس سپرده شد

محل زندگی

بوشهر، انگلیس، برکلی

نام‌های دیگر

محمد صادق چوبک

آثار

تنگسیر
بینوکیو

همسر

قدسی خانم از سال ۱۳۳۶

فرزندان

روزبه / بابک


برچسب‌ها: صادق چوبك, بهروز وثوقي, ابراهيم گلستان, صادق هدايت, رضا براهني

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم اسفند 1391 توسط آ . پاسارگاد
 

عزیز اصلی منش (زاده ۱۵ فروردین ۱۳۱۶ - تبریز)


برچسب‌ها: عزیز اصلی, پرسپوليس, بهروز وثوقي, محمدعلي فردين, دربی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم بهمن 1391 توسط آ . پاسارگاد
 

برنده مدال كشتي مسابقات قهرماني جهان ۱۹۵۴ (۱۳۳۳ خورشیدی) در توکیو، ژاپن در وزن ۷۳ كيلوگرم


برچسب‌ها: محمدعلي فردين, غلامرضا تختي, گوگوش, بهروز وثوقي, گورستان بهشت زهرا تهران

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم بهمن 1391 توسط آ . پاسارگاد

 

جَمشید مَشایخی (زاده ششم آذر ماه ۱۳۱۳) جاجرود از توابع تهران و اصلیتی تنکابنی، بازیگر صاحب سبک و محبوب سینما و تلویزیون ایران

زندگینامه

جمشيد مشايخي ،داراي تحصيلات ناتمام در رشته تأتراست. وي سال ۱۳۳۶ به استخدام اداره تازه تأسيس هنرهاي دراماتيك درآمد و به عنوان بازيگر كار خود را در برنامه نمايشي كانال سوم غير دولتي آغاز كرد و با ايفاي نقش در فيلم كوتاه « جلد مار » هژير داريوش به همراه فخري خوروش جلوي دوربين رفت. او حتي به خاطر بازي سينمايي اش براي مدتي از كار تأتر اخراج شد. در واقع كار حرفه اي خود را از سال ۱۳۴۹ به طور رسمي شروع كرد.

مستند جمشید مشایخی

مروری بر زندگینامه جمشید مشایخی است که در سال ۱۳۸۵ به کارگردانی : الهام قره خانی و امیر مهرتاش مهدوی با حضور ۶۵ نفر از هنرمندان و باگویندگی :پرویز پرستویی تولید شده‌است.لوح فشرده این اثر توسط موسسه رسانه‌های تصویری روانه بازار شده‌است. این اثر در دو نمایش عمومی خود :۱-مراسم پنجاه سال سایه دوست داشتنی جمشید مشایخی در خانه هنرمندان ایران ۲- جشنواره فیلم شهر در خانه هنرمندان ایران با استقبال بی نظیری از سوی تماشاگران روبرو شد.

فیلمشناسی

  • یک گزارش واقعی (۱۳۸۷)
  • نسکافه داغ داغ (۱۳۸۵)
  • این ترانه عاشقانه نیست (۱۳۸۴)
  • یک بوس کوچولو (۱۳۸۴)
  • پل سیزدهم (۱۳۸۳)
  • بله برون (۱۳۸۲)
  • شمعی در باد (۱۳۸۲)
  • آبادان (۱۳۸۱)
  • بانوی من (۱۳۸۱)
  • چشمان سیاه (۱۳۸۱)
  • خانه‌ای روی آب (۱۳۸۰)
  • کاغذ بی خط (۱۳۸۰)
  • بادام‌های تلخ (۱۳۷۶)
  • تهران روزگار نو (۱۳۷۸)
  • کمیته مجازات (۱۳۷۷)
  • تنها (۱۳۷۶)
  • حریف دل (۱۳۷۵)
  • اعاده امنیت (۱۳۷۴)
  • سلام به انتظار (۱۳۷۴)
  • اشک و لبخند (۱۳۷۳)
  • بی‌قرار (۱۳۷۳)
  • حالا چه شود (۱۳۷۳)
  • راه افتخار (۱۳۷۳)
  • روز واقعه (۱۳۷۳)
  • کوسه‌ها (۱۳۷۳)
  • مجازات (۱۳۷۳)
  • آلما (۱۳۷۱)
  • دلاوران کوچه دلگشا (۱۳۷۱)
  • شکوه بازگشت (۱۳۷۱)
  • ماه عسل (۱۳۷۱)
  • گفت هرسه نفرشان (۱۳۵۹)

 

 

 

  • خانواده کوچک ما (۱۳۷۰)
  • دندان طلا (۱۳۷۰)
  • راز چشمه سرخ (۱۳۷۰)
  • چون ابر در بهاران (۱۳۶۹)
  • گالان (۱۳۶۹)
  • ملک خاتون (۱۳۶۹)
  • دخترک کنار مرداب (۱۳۶۸)
  • رانده شده (۱۳۶۸)
  • سرب (۱۳۶۷)
  • شاخه‌های بید (۱۳۶۷)
  • تحفه‌ها (۱۳۶۶)
  • سایه‌های غم (۱۳۶۶)
  • سیمرغ (۱۳۶۶)
  • مکافات (۱۳۶۶)
  • تصویر آخر (۱۳۶۵)
  • حریم مهرورزی (۱۳۶۵)
  • سراب (۱۳۶۵)
  • طلسم (۱۳۶۵)
  • ملاقات (۱۳۶۵)
  • آوار (۱۳۶۴)
  • پدربزرگ (۱۳۶۴)
  • ستاره دنباله‌دار (۱۳۶۴)
  • گردباد (۱۳۶۴)
  • گمشده (۱۳۶۴)
  • پیراک (۱۳۶۳)
  • گل‌های داوودی (۱۳۶۳)
  • تفنگدار (۱۳۶۲)
  • خانه عنکبوت (۱۳۶۲)
  • کمال الملک (۱۳۶۲)
  • دادا (۱۳۶۱)
  • سوته‌دلان (۱۳۵۶)
  • شارلوت به بازارچه می‌آید (۱۳۵۶)
  • ماهی‌ها در خاک می‌میرند (۱۳۵۶)
  • بت‌شکن (۱۳۵۵)
  • ماه عسل (۱۳۵۵)
  • ذبیح (۱۳۵۴)
  • صدای صحرا (۱۳۵۴)
  • آب (۱۳۵۳)
  • شازده احتجاب (۱۳۵۳)
  • بی‌حجاب (۱۳۵۲)
  • نفرین (۱۳۵۲)
  • آب‌نبات چوبی (۱۳۵۱)
  • اتل متل توتوله (۱۳۵۱)
  • با شرف‌ها (۱۳۵۱)
  • پدر که ناخلف افتد (۱۳۵۱)
  • چشمه (۱۳۵۱)
  • مطرب (۱۳۵۱)
  • آسمون بی‌ستاره (۱۳۵۰)
  • پل (۱۳۵۰)
  • سه تا جاهل (۱۳۵۰)
  • شکار انسان (۱۳۵۰)
  • فریاد (۱۳۵۰)
  • مردان خشن (۱۳۵۰)
  • پسر زاینده‌رود (۱۳۴۹)
  • جوانی هم عالمی دارد (۱۳۴۹)
  • طلوع (۱۳۴۹)
  • قیصر (۱۳۴۸)
  • گاو (۱۳۴۸)
  • خشت و آینه (۱۳۴۴)
  • چك (۱۳۹۰)
  • جرم (۱۳۸۹)
  • سيزده ۵۹ (۱۳۸۹)
  • زمهریر (۱۳۸۸)

 

 

 

مجموعه تلویزیونی

  1. ستایش (۱۳۹۰)
  2. تبریز مه آلود(مجموعه تلویزیونی) (۱۳۸۹)
  3. قصه‌های مولوی
  4. سلطان صاحبقران
  5. هزاردستان
  6. چراغ خانه
  7. مهمان
  8. آخرین گناه
  9. ستایش

جوایز

  • بهترین بازیگر مرد، فیلم پدربزرگ، جشنواره بین‌المللی فیلم پیونگ یانگ (۱۳۶۴)

درباره جمشيد مشايخي بیشتر بدانید

تا چشم برهم بزنيد، عمر مي‌‌گذرد و شما مي‌‌مانيد و يك دنيا خاطره... خاطرات تلخ و شيرين كه چه بخواهيد و چه نخواهيد در ذهنتان باقي مي‌‌ماند اما هستند در اين بين افرادي كه نه تنها از خودشان خاطرات زيبايي دارند بلكه مردم هم از آنها خاطرات به ياد ماندني در ذهن دارند، مانند بازيگران سينما يا ورزشكاران...


يك نمونه كامل از اين دست، استاد جمشيد مشايخي است، مردي كه در سال 1313 در تهران به دنيا آمد و كوله‌باري از تجربه را با خود به همراه دارد، ثمره زندگي مشترك 49 ساله او، دو پسر به نام‌هاي نادر و سام است كه اولي رهبر اركستر سمفونيك است و دخترش سال‌هاست كه در آمريكا زندگي مي‌‌كند، مشايخي چهار نوه دارد، سه دختر و يك پسر... همسرش بازنشسته آموزش و پرورش است و به همراه استاد در حوالي ولنجك تهران زندگي آرامي را سپري مي‌‌كند، يكي از مهم‌ترين خصوصيات استاد، اين است كه ميانه بسيار خوبي با خبرنگاران دارد...

ايسنا در تاريخ ۸ آذر ۱۳۸۶ دو روز بعد از تولد مشايخي مصاحبه اي با ايشان داشته به اين مضمون :

جمشيد مشايخي، كمال‌الملك سينماي ايران مريض‌ احوال است

جمشيد مشايخي دو روز قبل  74 ساله شد.

اين بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون در ديدار ايسنا كه همزمان با سال‌روز تولدش انجام شد از ديسك كمرش كه اين‌ روزها باعث شده است، استراحت كند و پروژه‌ي سينمايي را نپذيرد، سخن گفت.

مشايخي همچنين به گفته‌ي خودش دچار درد معده نيز شده است كه ناشي از اثرات زخم اثني‌العشر است كه قبلاً داشته است.

او گفت: دكتري گفت؛ مشكل از اعصاب من است و بايد براي يكي دو روز از تهران بيرون بروم كه اتفاقا رفتم اما وقتي برگشتم، دوباره اين درد شروع شد.

مشايخي اظهار تاسف كرد از اينكه؛ پيشرفت‌هاي علمي انسان را دچار اضطراب و نگراني مي‌كند و ادامه داد: اين روند باعث دور شدن از طبيعت شده است، در حاليكه در دامن طبيعت هميشه همه‌چيز تازگي دارد و ثانيه‌ به ثانيه‌اش لذت‌بخش است.

مشايخي به گفته‌ي خودش قصد داشته است در فيلمي از پناه برخدا رضايي بازي كند، اما به دليل بيماري‌ نتوانسته است پيشنهادي را قبول كند.

او گفت: اين كار سينمايي فيلم‌نامه خوبي داشته است، اما ترسيدم وضعيت جسمي‌ام كار گروه را برهم بزند، اما در آينده اگر نقشي باشد كه با مردم ارتباط برقرار كند آن را قبول خواهم كرد.

جمشيد مشايخي يكي از ماندگارترين چهره‌هاي عرصه بازيگري متولد 6 آذر 1313 در تهران است و از سال 1336 با نمايش "وظيفه پزشك" فعاليت بازيگريش را آغاز كرد و با فيلم كوتاه "جلد مار" در سال 42 مقابل دوربين رفت و دو سال بعد با فيلم "خشت و آينه" وارد سينما شد. تا به امروز ايفاگر نقش‌هاي ماندگاري بوده است كه از جمله آنها مي‌توان به فيلمهاي "گاو"، "قيصر"، "شازده احتجاب"، "سوته‌دلان"، "خانه عنكبوت"، "كمال‌الملك"، "گل‌هاي داودي"، "آوار"، "پدر بزرگ"، "طلسم"، "سرب"، "روز واقعه"، "خانه روي آب" و "يك بوس كوچولو" و مجموعه‌هاي "هزاردستان"، "داستان هاي مولوي"، "سلطان صاحبقران"، "امام علي (ع)" و "پهلوانان نمي‌ميرند" اشاره كرد.

او پنجاه سال حضور مداومش در عرصه بازيگري را خوب ارزيابي كرد و اظهار داشت: خيلي لحظه‌ها بوده كه هدر دادم در حاليكه مي‌توانستم از اين لحظات تجربه كسب كنم. بنابراين به اين نتيجه رسيدم در هر سني كه انسان باشد مي‌تواند آن خطاها واشتباهات گذشته را تكرار كند.

مشايخي ادامه داد: در آن‌زمان كه تئاتر را شروع كرديم براي اسم و شهرت نبود و عاشقانه اين‌كار را مي‌كرديم و وقتي كار خوب مي‌شد ارضاء مي‌شديم و اصلاً به اين فكر نمي‌كرديم كه وقتي در خيابان مي‌رويم مردم ما را بشناسند و عكس و امضاء بگيرند.

وي از پيشكسوتان تئاتر در آن‌زمان ياد كرد و گفت: وجود آنها بود كه ما به اين حرفه علاقه‌مند شديم؛ درحالي كه بسياري از آن‌ها مورد بي‌مهري هم قرار مي‌گرفتند؛ اما تحمل كردند و نگذاشتند چراغ تئاتر خاموش شود و آن عشق و علاقه فقط به خود هنر بود.

اين بازيگر پيشكوست ادامه داد: الآن دلم مي‌خواهد كنار نهر آبي بنشينم و صداي آب را بشنوم و طبيعت را ببينم؛ اما آن طرف قضيه را هم بايد ديد كه نه كارخانه و نه درآمدي دارم كه بتوانم از طريق آن زندگي‌ام را بگذرانم.

او از "يك بوس كوچولو" به عنوان فيلمي نام برد كه در ميان كارهايش علاقه زيادي به آن دارد و به ايسنا گفت: اين نقش به خودم خيلي نزديك است و آن را دوست دارم.

"آبادان" هم كار خوبي بود كه متأسفانه توقيف شد. از ميان كارهاي قديمي‌تر هم "قيصر"، "شازده احتجاب"، "چشمه"، "ماهي‌ها در خاك مي‌ميرند" و "سلطان صاحبقران" را خيلي دوست دارم.

به گزارش ايسنا، قرار است از نيم‌قرن فعاليت بازيگري مشايخي تقدير شود.

او در بخش ديگري از اين ديدار درباره‌ي اين مراسم تقدير گفت: دوستاني زحمت كشيدند و علي‌رغم اين‌كه گفتم؛ اين‌كار را نكنيد. من را شرمنده كردند و قرار است مراسمي در روز 14 آذرماه برگزار كنند. در اين مراسم قطعا از حضرت حافظ مدد خواهم گرفت و جواب آن‌ها را با تفالي خواهم داد.

وي سخنانش را با اين بيت حافظ كه "حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوي كاين خاك بهتر از عمل كيمياگري" به پايان برد.

جمشید مشایخی، نیم قرن فعالیت هنری


وي همچنين به عنوان چهره ماندگار سينما در ششمين مراسم چهره‌هاي ماندگار انتخاب شد و چهارشنبه -24 آبان ماه- هم در مراسمي باعنوان "شب حافظ" در كاخ اكتشاف پاريس مورد تجليل قرار گرفت.

اين بازيگر پيشكسوت در گفت‌وگويي تفصيلي با خبرنگار هنري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، از تاريخچه سينما‏‏، تئاترو‏‏ زندگي و خاطراتش سخن گفت. 

دوران كودكي 

پدرم مهندس شيمي بود و رياست كارخانه اسيدسازي در پارچين را بر عهده داشت. كه بعد هم رييس فني كارخانجات آن منطقه شد. من در پارچين به دنيا آمدم. دركلاس پنجم ابتدايي بودم كه براي جشن پايان تحصيل نمايشي با عنوان "مناظره شتر و موتور" اجرا شد كه من نقش شتر را بازي كردم و به شدت مورد تشويق خانواده‌هاي حاضر درآن منطقه واقع شد. بعدها هم كه به اتفاق خانواده تهران مي‌آمدم بيشتر به تماشاي تئاتر مي‌رفتيم. تئاتر در آن زمان طرفدار بيشتري نسبت به سينما داشت وهنرمندان زيادي در اين حرفه مشغول به فعاليت بودند. من تئاتر را دوست داشتم و بعد از تشويق‌هايي كه شدم علاقه بيشتري پيدا كردم.

نمايشنامه‌هايي را هم كارگراني مي‌كردم و روي صحنه‌اي كه خودمان درست مي‌كرديم به اجرا مي‌گذاشتيم. مردم پارچين بسيار استقبال مي‌كردند. پدرم نظامي بود و دوست داشت نظامي شوم و به خاطر همين من را به دبيرستان نظام و بعد دانشكده افسري فرستاد و من كه از نظام خوشم نمي‌آمد، هنگامي كه پدرم در ايران نبود فرار كردم و وقتي پدرم برگشت ديگر كار از كار گذشته بود. او من را به بيمارستان ارتش معرفي كرد تا به كمك مدير بيمارستان كه از دوستانش بود اعلام كنند قلب من مشكل دارد تا از خدمت معاف شوم. درنهايت بعد از 15 روز كه در بيمارستان خوابيدم اتفاقات زيادي رخ داد و معافيت‌ام به سرانجام نرسيد و به خدمت وظيفه اعزام شدم و به اروميه رفتم. 

شروع فعاليت هنري با تئاتر

بعد از اتمام خدمت، دايي‌ام كه كارهاي زمان مدرسه‌ام را ديده بود، خبر داد كه اداره‌اي با عنوان هنرهاي دراماتيك در حال تاسيس است و من را به دوستش كه رييس كارگزيني اداره هنرهاي زيبا بود معرفي كرد. ايشان هم من را پيش دكتر فروغ رييس اداره برد و امتحان از من گرفتند. هنوز هيچ هنرپيشه‌اي به استخدام آنجا درنيامده بود و تنها "ركن‌الدين خسروي" كه معلم آموزش و پرورش بود قرار بود به آنجا بيايد. به هر حال تعدادي كه بيشتر غير‌حرفه‌اي‌ها بودند جمع شدند و بعد از آموزش‌هايي كه دكتر فروغ داد كار خود را آغاز كرديم. ابتدا در شبكه 2 تلويزيون اجرا داشتيم تا اينكه در حياط اداره ، سالن 100 نفره‌اي درست شد كه وسايل آنجا را هم خودم خريدم و با توجه به اينكه هنوز مردم ما را قبول نداشتند بليط‌هاي افتخاري پخش كرديم تا مردم بيايند و كارهاي ما را ببينند. بعدها در خيابان جنوبي پارك‌شهر سالن 25 شهريور كه امروز "سنگلج" نام دارد راه اندازي شد. مردم هم كم كم به نمايشنامه‌هاي ما كه از تلويزيون پخش مي‌شد عادت كردند و به كارهاي ما علاقمند شدند وتئاتر رونق پيدا كرد.

جعفر والي، ركن‌الدين خسروي، علي نصيريان، عباس جوانمرد، محمدعلي كشاورز، اسماعيل شنگله، اسماعيل داورفر وبعدها عزت‌اله انتظامي، فخري خروش، حسين كسبيان، مهين شهابي و پرويز بهرام از جمله كساني بودند كه با هم كار مي‌كرديم ونمايش‌هايي همچون "اميرارسلان نامدار"، "بهترين باباي دنيا" و "كوروش پسر ماندانا" را به روي صحنه برديم در تلويزيون هم نمايش‌هايي را به صورت زنده اجرا مي‌كرديم كه كار بسيار مشكلي بود.

فعاليت ما در تئاتر ادامه داشت تا اينكه دكتر فروغ دانشكده هنرهاي دراماتيك را تاسيس كرد و ما كه سالها كار تئاتركرده بوديم و جزو هنرپيشه‌هاي مشهور آن زمان محسوب مي‌شديم، وارد دانشكده شديم. بعد از مدتي وقتي ديدم چيزي از نظر بازيگري به من اضافه نمي‌شود از آنجا بيرون آمدم. البته اساتيد بزرگي چون آريان‌پور، محجوب و باستاني بودند كه دروس غيربازيگري را تدريس مي‌كردند و براي من بسيار مهم بود. اما ديدم همه چيزهايي كه تدريس مي‌شود درتئاتر ديده‌ام و ادامه ندادم. 

ورود به سينما با "خشت و آينه"

سال 40 هژير داريوش فيلم كوتاهي بنام "جلد مار" را در 20 دقيقه ساخت كه من به همراه خانم خروش براي اولين بار مقابل دوربين رفتيم و در آن بازي كرديم. دو سال بعد هم ابراهيم گلستان به همراه فروغ فرخزاد به تماشاي نمايشنامه‌ي "مرده‌هاي بي‌كفن و دفن" آمده بودند كه توسط حميد سمندريان كارگرداني مي‌شد. من نقش يك افسر ژاندارم را بازي مي‌كردم ومرحوم فني‌زاده، محمدعلي كشاورز ومنوچهر فريد هم ديگر بازيگران اين نمايش بودند. آن زمان گلستان همه ما را براي بازي در فيلم "خشت وآينه" دعوت كرد و نقش افسر پليس عارف مسلكي را به من داد. اين فيلم با كارهاي آن روزگار فرق داشت و نگرفت اما فيلم خوبي بود. گلستان به عنوان تهيه‌كننده وكارگردان زحمات زيادي كشيد. من ابراهيم گلستان را اولين استادم به عنوان كسي كه بازيگري در سينما را به من آموخت مي‌دانم واز حرف‌هايي كه مي‌زد خيلي لذت مي‌بردم.

استادي درانگليس فيلمي آموزشي درباره بازيگري تكثير كرده كه خيلي از حرف‌هاي آن زمان گلستان را من در درونش ديدم كه الان مطرح مي‌شود وآدم لذت مي‌برد كه يك ايراني در سال 42 اينگونه روي كارش مسلط بوده است.

گاو

تا سال 48 مجددا به بازيگري در تئاتر ادامه دادم تا اينكه روزي آقاي انتظامي به خانه من آمد و گفت كارگردان جواني از خارج به ايران آمده كه بسيار با شعور است ومي‌خواهد يكي از قصه‌هاي غلامحسين ساعدي را كار كند. اين داستان را قبلا جعفر والي با چند پرسوناژ براي تلويزيون اجرا كرده بود و وقتي به صورت فيلمنامه درآمد شخصيت‌هاي ديگر داستان وارد قصه شدند. من "الماس 33 " كار قبلي مهرجويي را نديده بودم اما وقتي فهميدم ساعدي اجازه ساخت داستانش را به او داده متوجه شدم آدم بزرگي است. وقتي سناريو را خواندم مش عباس به نظرم بي‌رنگ آمد كه مهرجويي گفت اين نقش را مخصوصا به توداده‌ام. ما اين فيلم را در روستايي واقع در 30 كيلومتري جاده رشت به قزوين كار كرديم. همه كساني كه بازي كردند تئاتري بودند و به غير از من همه تجربه كار اولشان بود.

قيصر 

همان سال مسعود كيميايي مي‌خواست "قيصر" را كارگرداني كند و دنبال من وكشاورز فرستاد. با هم به "آريانا" فيلم رفتيم. با كيميايي آنجا آشنا شدم. من قرار بود نقش "فرمان" را بازي كنم وكشاورز "خان دايي" را كه محمدعلي كشاورز به خاطر اينكه كارمند اداره تئاتر بود نتوانست بازي كند. عباس جوانمرد گزينه بعدي براي اين نقش بود كه آن هم نشد تا اينكه يك روز وارد حياط شدم وكيميايي و بهروز وثوقي با هم مشغول صحبت بودند. تا كيميايي من را ديد گفت « گير آوردم جمشيد "خان دايي" را بازي مي‌كند و "ملك‌مطيعي" هم "فرمان" را» و همين اتفاق افتاد آن موقع مازيار پرتو يكي از فيلمبرداران تواناي سينما در هنرهاي دراماتيك بود كه پشت دوربين قرار گرفت و گروه خيلي خوبي جمع شد، براي اين فيلم جايزه مجله فيلم وهنر را گرفتم.

فيلم‌هاي ديگر

بعد از "قيصر" با اداره تئاتر به مشكل برخوردم آن موقع مثل الان زير بار بسياري از چيزها نمي‌رفتم و از آنجا بيرون آمدم. فعاليت خودم را بيشتر در سينما ادامه دادم. "طلوع" با ميناسيان، "شازده احتجاب" با فرمان‌آرا، "نفرين" با تقوايي، "چشمه" با آرمانسيان كه يكي از فيلم‌هاي مطرح آن زمان بود، "سلطان صاحبقران" و "سوته‌دلان" با حاتمي از كارهايي هستند كه تا سال 56 بازي كردم و خيلي دوستشان دارم.

چند كار تئاتر هم مثل "آوار بر سنگ"، "در گوش سالمم زمزمه كن" و "باغ وحش" داشتم كه بين فيلم‌هايم اجرا شدند. چون با جعفر والي خيلي دوست بودم بيشتر درنمايش‌ها او بازي مي‌كردم. 

بعد ازانقلاب اسلامي

كار من در بعد از انقلاب به صورت مداوم ادامه داشت و از سال 58 به مدت 18 ماه مسوول اداره تئاترشدم وحدود 40 نمايش روي صحنه آمد. بعد از آن تقاضاي بازنشستگي كردم و19 نفراز هنرمندان ديگر هم به خاطر اينكه بامن دوست بودند خودشان را بازنشسته كردند كه آقاي والي وكشاورز از جمله آنها بودند. "دادا" اولين فيلم من در بعد از انقلاب بود. 

هزاردستان

تابستان سال 58 كار را در خانه‌اي قديمي در لاله‌زارنو كه به مرحوم پيرنيا تعلق داشت شروع كرديم. نام "هزاردستان" قبلا "جاده ابريشم" بود. با توجه به اينكه طرح از مدتها پيش آمده بود. "حاتمي" بهروز وثوقي را براي يكي از نقش‌هاي اصلي در نظر گرفته بود كه نشد. دو نقش "رضا تفنگچي" و نقشي كه "آقاي انتظامي" بازي كردند را هم به من پيشنهاد داد وگفت: دوست دارم، رضا تفنگچي را بازي كني كه مقدار زيادي رو شخصيت تو نوشته‌ام به هر حال كار شروع شد و در طول 4 ماه صحنه‌هايي را كه رضا از ترور دست برداشته و به خانه‌اي در مشهد فرار كرده را در آنجا گرفتيم. بعد ازآن براي قسمت‌هاي ديگر به بالاي "اقدسيه" رفتيم و در آنجا محلي كه سالها محل نگهداري گوسفند وگاو بود را خالي كرده بودن و قرار بود صحنه‌هاي زندان "رضا" در آنجا گرفته شود. من و آقاي رشيدي در آن صحنه بازي داشتيم و سه ماهي آنجا بوديم.

من در آن صحنه‌ها مدام با قل و زنجير بودم و بدنم را گازوئيل زده بودند تا چرك شود و دائما بوي گازوئيل مانع غذا خوردنم مي‌شد و زجر زيادي در طول اين صحنه‌ها كشيدم. همان جا مرحوم حاتمي به من گفت:« فيلمي را دارم كه مي‌خواهم دراروپا بسازم و تو كه اينقدر زجر كشيدي مي‌خواهم به آنجا ببرم» كه اين اتفاق نيفتاد و حاتمي با وقفه‌اي كه در وسط كار افتاد، "حاجي واشنگتن" را در ايتاليا ساخت. "هزار دستان" در طول كار به دليل تغيير مديران تلويزيون مدام تعطيل مي‌شد، به طوريكه ما 5 ماه كار مي‌كرديم وبعد يك سال تعطيل مي‌شد و مديران جديد كار را تصويب مي‌كردند و دوباره شروع مي‌شد به خاطر همين از سال 58 تا 65 ساخت اين مجموعه به طول انجاميد.

جمشيد مشايخي در ادامه گفتگوي تفصيلي با خبرنگار هنري ايسنا به فيلم‌ "كمال‌المك" اشاره كرد و گفت: در يكي از وقفه‌هايي كه در طول ساخت مجموعه "هزاردستان" پيش آمد. دوستي به پيش من آمد و گفت مي‌خواهند به همراه چند شريك ديگر فيلمي را سرمايه‌گذاري كنند؛ كه من در آن نقش اصلي را داشته باشم. علي حاتمي را براي كارگرداني معرفي كردم وقرار شد كمال‌الملك ساخته شود. براي اين فيلم كتاب‌هاي زيادي مطالعه كرديم و حتي سراغ نوه‌ها وشاگردان كمال‌الملك رفتيم وسعي كرديم شخصيت او هماني باشد كه همه مي‌گويند. وقتي سناريو را خواندم كمال‌الملك بيشتر با مردم و درمدرسه‌اش بود و كمتردر كاخ‌ها حضور داشت . ولي در نهايت قرار شد قسمت تبعيد به خاطر بالارفتن هزينه فيلم حذف شود كه من گفتم بدون قسمت آخر اصلا به درد نمي‌خورد و ديگر كمال‌الملكي نيست كه به قول خودش "خاك پاي ملت ايران" باشد و بالاخره آن قسمت‌ها هم گرفته شد. من براي اين فيلم پيش استاد شكيبا رفتم واز ايشان نقاشي كردن ياد گرفتم و سعي كردم اين نقش را هر چه طبيعي‌تر بازي كنم. بعد از اتمام فيلم درمنزل استاد عرب‌زاده كه شاگرد كمال‌المك بود، حضور داشتم كه ايشان به من گفت: « نقش استادم را خيلي خوب بازي كردي، فقط قدت كوتاه‌تر از او بود.» اين حرف او جايزه بزرگي براي من بود و يا وقتي زمان اكران فيلم از نوه‌هاي كمال‌الملك راجع به فيلم پرسيده بودند جواب دادند كه پدر بزرگمان را در فيلم ديديم علي حاتمي در اين فيلم شاه هنر ايران را در مقابل سلاطين قرار داد. 

علي حاتمي 

مرحوم "حاتمي "سعدي سينماي ايران بود كه ديالوگ‌هاي حساب شده‌اي در فيلم‌هايش استفاده مي‌كرد. او حرف امروز را در قصه‌هاي ديروز مي‌گفت و تاريخ برايش وسيله بود. حاتمي هنرمند توانايي بود كه به تاريخ وادبيات اشراف كاملي داشت واثر را از فيلتر ذهن خود خارج و روايت مي‌كرد. من در داستانهاي مولوي، سلطان صابحقران، سوته‌دلان، كمال‌الملك و هزاردستان با او همكاري داشتم. ضمن اينكه قرار بود در "دلشدگان" هم حضور داشته باشم و حتي تست گريم دادم و قرارداد بستم. يك روز هم علي حاتمي با حسين دهلوي خانه ما آمدند و قرار شد او هم به ما كمك كند. مدتي هم تار زدن ياد گرفتم تا استيل ساز زدن را در فيلم به شكل درست داشته باشم. حاتمي به من گفت تا شهريور كاري با من ندارد و دراين فاصله سريال "پيك سحر" پيشنهاد شد. به گونه‌اي قرارداد بستم كه كارم اول شهريور تمام شود. اما 10 مرداد حاتمي مدير توليد را سراغ من فرستاد و به خاطر اينكه كاخ گلستان را جلوتر گرفته بودند، خواستند كار را شروع كنند كه نتوانستم در فيلم بازي كنم. در "مادر" هم قرار بود بازي كنم آن هم نشد. "ورسيون اول "تختي" را هم به من داد و قرار بود نقش "مردم" را در مقابل پيروزي‌ها و شكست‌هاي "تختي" بازي كنم. اما عده‌اي نمي‌خواستند علي با من كار كند وهمين افراد باعث شدند دلخوري‌هايي بين ما بوجود آيد. من كار با او را خيلي دوست داشتم و خود حاتمي معتقد بود ديالوگ‌هايش را من از همه بهتر مي‌گويم و به همين دليل هنوز هم بعضي ازديالوگ‌هايش را حفظ هستم. 

ساير فيلم‌ها و جوايز

"آوار"، "گل‌هاي داوودي"، "خانه عنكبوت" كه نقش منفي داشتم. "پدربزرگ"، "طلسم"، "كاغذ بي‌خط" و "روز واقعه" از ديگر كارهايي هستند كه به آنها علاقه دارم. براي "خانه عنكبوت" تا به 20 دقيقه قبل از مراسم قرار بود جايزه بازيگري به من وخانم خروش تعلق گيرد كه نتايج را عوض كردند وتقديرنامه‌اي به ما دادند. براي "گلهاي داوودي" و "كمال‌الملك" هم جايزه بهترين بازيگر نقش اول جشنواره فيلم فجر را گرفتم. "پدربزرگ" نيز در جشنواره پيونگ يانگ كره شمالي بهترين بازيگري را دريافت كرد. چند جايزه داخلي ديگر هم از جمله جايزه تلاش براي راه افتخار ،تنديس خانه سينما براي "بانوي من" و يك جايزه هم از شهرداري براي "شمعي در باد" گرفته‌ام. 

خانه‌اي روي آب

با فرمان‌آرا يك بار در سال 52 در "شازده احتجاب" همكاري داشتم و وقتي پيشنهاد "خانه‌اي روي آب" را داد به خاطر احترامي كه برايش قاتل بودم از كوتاه بودن نقش ايراد نگرفتم. براي ما كه تئاتر كار مي‌كرديم كوتاه و بزرگ بودن نقش از نظر مقدار معنا نداشت. مهم بازيگر بزرگ و كوچك است. هميشه نقش اول را همه نگاه مي‌كنند و نقش‌هاي ديگر ديده نمي‌شود، در حاليكه بايد توجه داشت آن كسي كه در نقش اول مطرح مي‌شود چگونه بدون بازيگران ديگر اين كار عملي مي‌شود. اين حرفها آدم را متاثر مي‌كند كه مي‌آيي و نقش كوتاهي را به نحو احسن بازي مي‌كني ولي كسي آنرا نمي‌بيند. اما بعد از چند وقت مي‌گويند اين سكانس در "خانه‌اي روي آب" عجيب بوده اما موقعي كه فيلم به نمايش درمي‌آيد، خبري از هيچ تقديري نيست. زمان فيلم "چشمه" هم ايراد مي‌گرفتند، اما امروز مي‌گويند يكي از بهترين‌هاي ايران است. 

مجموعه‌هاي تلويزيوني 

بعد از "هزاردستان" كه بهترين بود، سريال "پهلوانان نمي‌ميرند" را با اينكه نقشم زياد نبود اما دوست داشتم. همچنين "روشن‌تر از خاموشي"، "بهشت گمشده"، "عشق گمشده"، "پيله‌هاي پرواز" و "امام علي (ع)"، در امام علي (ع) نقش "ابن مسعود" را بازي مي‌كردم و سكانس زيبايي با "مالك اشتر" بود كه درباره‌ي مولا علي (ع) صحبت مي‌شد. در واقع بازي در اين مجموعه را به خاطر اين سكانس طولاني قبول كردم. اين صحنه را از سه زاويه هم فيلمبردار ‌كردند، اما وقتي خانه آمدم به همسرم گفتم اين صحنه را نمي‌گذارند چون با تمام وجود بازي كردم و آنرا خيلي دوست دارم. بعد كه علت حذف آنرا پرسيدم گفتند «چون دكور بد بوده حذف شده» گفتم خاك بر سر بازيگري كه آنقدر بد بازي كند كه مردم دكور را ببيند. اين چيزهاست كه آدم را عصبي و ناراحت مي‌كند. 

بهترين‌ها

فيلم "خشت و آينه" را با اينكه نقشم زياد نبود ولي بسيار مشكل بود، دوست دارم. همچنين "قيصر"، "گاو"، "سوته‌دلان"، "شازده احتجاب"، "طلوع" و "ماهي‌ها در خاك مي‌ميرند". در بعد از انقلاب هم يكي از فيلم‌هايي كه خيلي از نظر بازيگري برايم مشكل بود و آن نقش را خيلي با زحمت بازي كردم "خانه عنكبوت" بود. اما چيزي كه خيلي به آن نزديك بودم و اين اواخر با آن زندگي كردم همين "يك بوس كوچولو" بود. مثل اينكه خود من بودم و دارم مي‌ميرم با آن عشقي كه به ايران دارم ودر روحيه خود من هم همچنين احساس بوده است، من اين فيلم را بهترين كار دوران بازيگري‌ام مي‌دانم. 

تئاتر

بعد از انقلاب 4 نمايش بازي كردم يكي "ولد كشته" كه زمان مسووليت من در اداره تئاتر بود كه مريض شدم و 7،8 روز بيشتر كار نكردم. همچنين پي‌اس تلويزيوني بنام "سبز در پاييز" كار فرهودي و اسماعيل خاني، "خانه‌اي روي آب" را حدود 7 سال پيش با هادي مرزبان كار كردم و "ميرعشق" را 4 سال پيش به مدت 18 شب در اصفهان بازي كردم كه در اجراهاي تهران آن ، ايرج راد بازي كرد. الان هم با وجود اينكه تئاتر را خيلي دوست دارم اما از نظر روحي در شرايطي نيستم كه كار كنم.

حضوردر تبليغات شهري

سرحضور من در تبليغ يك كالا انتقادهاي زيادي صورت گرفت. اما الان مي‌بينيد كه همه به اين كار روي آورده‌اند. چطوري است كه "پهلوان جهان" براي روغن ماشين تبليغ مي‌كند و ايرادي ندارد اما كار من ايراد داشت مگر دزدي كرده بودم. اين كار در همه كشورهاي دنيا صورت مي‌گيرد. ضربه را من خوردم. بعد كه ديگران كردند هيچ اتفاقي نيفتاد. در واقع من راه را براي بقيه باز كردم مصداق اين شعر كه "دربند اين نه ايم كه دشنام يا دعاست، يادش بخير هر كه زما ياد مي‌كند." 

جوانان بازيگر

كار بعضي از جوانهاي واقعا بي‌نظير است. گروهي هم كه بعد از انقلاب مثل شكيبايي و پرستويي آمدند، واقعا هنرمندان شايسته و بزرگي هستند. ما بازيگران خيلي خوبي داريم. ساز ويولون چون پرده ندارد نواختن آن سخت است وكمتر كسي به سراغ آن مي‌رود بازيگري هم بايد به همين شكل باشد و هر كسي كه فكرمي‌كند مي‌تواند داد بزند، بخندد، راه برود، بازيگر نيست. چرا كه بايد استعداد و نبوغ اين كار را داشت و تربيت كرد تا شكل بگيرد. ضمن آنكه هدف مشخصي هم بايد داشت. متاسفانه وضع بازيگري ما جور خاصي شده و جوانهايي كه واقعا استعداد دارند و دوره ديده‌اند و تئاتر كار كرده‌اند كمتر به اين حرفه راه پيدا مي‌كنند و ورود با قيافه و پول شده در حاليكه هنر بازيگري ربطي به قيافه ندارد. سينماي امروز جهان به دنبال هنر است و ما تازه به دهه 60 آمريكا كه دنبال چهره‌هاي زيبا بودند رسيده‌ايم.

فرزندان

من دو پسر و يك دختر دارم. "نادر" بزرگترين است كه سه فرزند دارد. فرزند دومم "نغمه" است كه در آمريكا تدريس مي‌كند و دو دختر دارد. "سام" هم پسر كوچكم است كه در دفتر چهره‌آزاد مشغول است بازي هم كرده اما علاقه بيشتري به تهيه‌كنندگي وتوليد دارد او هم صاحب دختري است. 

نادرمشايخي

نادر در اينجا به هنرستان عالي موسيقي مي‌رفت كه بعد او را به اطريش فرستاديم وادامه تحصيل داد. تا سال 59 هم مي‌توانستيم برايش پول بفرستيم كه بعد اعلام كردند، كساني كه در رشته‌هاي هنري در خارج تحصيل مي‌كنند نمي‌توان برايشان پول ارسال كرد. به همين دليل روي پاي خودش ايستاد و زحمات زيادي كشيد. خواهرم هم در طول 28 سال كمك‌هاي زيادي در خارج از كشور به او كرد تا اينكه برگشت و به عنوان رهبر اركستر سمفونيك تهران انتخاب شد. با اينكه نادر فرزند من است اما كاري برايش نكردم و هر چه شده تلاش خودش بوده وهيچ دخالتي در پيشرفت او نداشتم. الان به وجودش افتخار مي‌كنم و معتقدم از من جلوتر است و بعضي وقت‌ها از او ياد مي‌گيرم. 

برنامه آينده 

هيچ برنامه‌اي ندارم. چند پيشنهاد شده كه نقش‌هاي خوبي نبوده‌اند مردم هم انتظار ندارند هر نقشي را بازي كنم. سالها پيش آقايي به من گفت چرا در فلان كار بازي كرديد، گفتم:« كارگردانش جوان بود و به من احتياج داشت و به خاطر همين بازي كردم» گفت: « تو دلت براي آن جوان سوخت ولي براي يك ملت نسوخت» اين حرف خيلي جالبي است.

و فكر نمي‌كنم، ديگر پيشنهاد خوبي براي بازيگري‌ام پيش بيايد. بنابراين بايد بعد از اين دنبال كارديگري بگردم. كاري كه اصلا هنري نيست. عرصه هنر ديگر به من احتياج ندارد. دوست دارم گوشه‌اي در طبيعت كتاب بزرگان بخوانم و شجريان و بنان گوش بدهم. من هميشه گفته‌ام بازيگر نبودم ولي اين‌بار مي‌خواهم بگويم اتفاقا بازيگر توانايي بودم و بازيهايي كه كردم ماندگار است. برعكس هميشه ديگر فروتني به درد نمي‌خورد و حالا كه كار را كنار گذاشتم بگذاريد حقايق را بگويم. 

جامانده از صحبت‌هاي مشايخي 

** اولين كار بهرام بيضايي نمايشنامه‌ي تك پرده‌اي بود بنام "ميراث و ضيافت" كه در دهه 40 اجرا كرد. من و جمشيد لايق و محمود دولت‌آبادي در آن حضور داشتيم.

** بعد از "كمال‌الملك" به اين نتيجه رسيدم. اي كاش به جاي بازيگر نقاش بودم. چون هم زيباتر است و هم بسيار آرامش مي‌دهد.

** در مجموعه "پيك سحر" نقش "رفته‌گر" را بازي مي‌كردم وانتقادهاي زيادي به من شد. در حاليكه توقع داشتم مرا تشويق كنند.

*** حكم استخدامي من دراداره تئاتر كارگرداني است اما يك نمايش بيشتر كارگرداني نكردم.

*** از هنرمندان با جمشيد شاه‌محمدي ، مرتضي احمدي، ولي شيراندامي و سعيد اميرسليماني معاشرت دارم.

*** قلمي كه خبرنگاران به دست دارند احترام دارد و اين قلم به دست فردوسي و مولانا بوده است. وظيفه كسي كه قلم به دست مي‌گيرد سنگين است و نبايد پا را روي حق گذاشت. هميشه گفته‌ام دست اهل قلم را مي‌بوسم.

بزرگان سینما زندگي جمشيد مشایخی را روایت می‌کنند

مستند بلند "زندگینامه استاد جمشید مشایخی" با حضور مسعود کیمیایی، خسرو شکیبایی، پرویز پرستویی، حمید سمندریان، امین تارخ و ... در مراحل پایانی تولید است.
تهیه‌کننده پروژه "زندگینامه استاد مشایخی" در این باره گفت: این فیلم به کارگردانی امیرمهرتاش مهدوی تولید می‌شود و تاکنون هنرمندانی چون عزت‌الله انتظامی، محمدعلی کشاورز، مرضیه برومند، جهانگیر الماسی، نیکی کریمی، داود رشیدی، اکبر عبدی، فاطمه معتمدآریا، بیژن بیرنگ، جلال‌الدین معیریان، محمدرضا فروتن، رامبد جوان، پانته‌آ بهرام و ... درباره این چهره ماندگار عرصه هنر صحبت کرده‌اند."

جمشید شاه‌محمدی در ادامه افزود: "بخش عمده‌ای از صحنه‌های این فیلم مستند، فیلمبرداری شده و قرار است مابقی صحنه‌ها نیز در روز بزرگداشت جمشید مشایخی که در دهه اول آذرماه برگزار خواهد شد گرفته شود. در این روز بخش‌هایی از گفتگوهای انجام شده نیز پخش خواهد شد."

وی سپس با اشاره به حجم بالای گفتگو و محدودیت استفاده کامل از آنها در این فیلم مستند گفت: "با توجه به حجم بالای گفتگوها تصمیم بر این است مشروح کامل صحبت‌های هنرمندان در قالب کتاب همراه با تصاویری منتشر نشده از جمشید مشایخی در فیلم‌ها و سریال‌های مختلف به چاپ برسد و همراه با فیلم به بازار عرضه شود."

شاه‌محمدی در خصوص چگونگی پخش مستند "زندگینامه استاد مشایخی" نیز خاطرنشان ساخت: "این فیلم در قالب CD به بازار عرضه خواهد شد و همزمان با آن نیز کتاب مورد نظر چاپ و عرضه می شود. پرویز پرستویی گوینده متن این فیلم است که در بخش‌هایی که فیلم به روایت زندگی استاد می‌پردازد روی تصاویر صحبت می‌کند. گفتار متن را هم الهام قره‌خانی نوشته است."

امیرمهرتاش مهدوی نیز درباره کارگردانی فیلم مستند "زندگینامه استاد مشایخی" گفت: "هدف از ساخت این مستند در درجه اول، قدردانی از این چهره ماندگار در عرصه هنر ملی و ثبت فیلمی با حضور برترین‌های سینما و تئاتر درباره شخصیت هنری جمشید مشایخی است."


برچسب‌ها: نادر مشایخی, جمشيد مشايخي, مسعود كيميايي, بهروز وثوقي, محمدعلی کشاورز
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم دی 1391 توسط آ . پاسارگاد
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ
  • وبلاگ استت

    | وبلاگ

    فال حافظ

    پیچک

    کد نمایش آب و هوا

    کد نمایش آب و هوا

    جمله تصادفی

    جمله تصادفی

    آپلود نامحدود عکس و فایل

    آپلود عکس

    دریافت کد آپلود سنتر

    آپلود عكس

    آپلود عكس



    ساعت فلش

    

    تقویم جلالی - بیست تولز


    Up Page
    کد پرش به بالای صفحه وب
    كد تاريخ قمري ، شمسي و ميلادي به همراه مناسبت